نيابذ .
و اين معنى آنست كه حقّ تعالى او را مرتبهء بخشيذ كه لا يزال متواتر و متوالى بىانقطاع در عالم قدس و ملاء اعلى و عالم سفلى ، صلاة و سلام بر وى مىفرستند .
و ذكر آن با آل او شبانروزى دم بدم متجدّد ميكردذ . و آيت :
« إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً »
« 1 » ، و خطاب :
« وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ »
« 2 » . اشارت بذين معنى است .
و جون آنان را كه در عالم تجديد ذكر او مىكنند ، مقتدائى و سرورى بايذ ، به جهت آنكه مناسبت صورى نيز رعايت رفته باشذ . امير المؤمنين على بن ابى طالب را عليه السلام كه بذر آل و اولاد اوست ساقى حوض كردانيذه . آن را بوى اختصاص فرموذ ، جنانكه در اخبار و احاديث آمذه و همكنان بر آن متّفقاند .
و جون بيشتر فرزندان مردم آن مىباشند كه در ابقاء نام و ذكر بذر كمتر كوشند ، بلك بعضى بواسطهء شعف بميراث و جذب مال و جاه بذر ، موت و فوت او را دوست دارند ، و بسيار افتذ كه در ابطال آثار بذران از خيرات و عمارات و غيرها كوشند ، يا بارى عنايت اتمام آن داشته باشند . و بسبب حبّ مال ، حال بذان انجامد كه قضيّه منعكس ميشوذ ، و بواسطهء فرزندان كه مىبايذ كه سبب دوام نام بذر باشند ، خاندان [ 170 ] شخص بكلّى مستأصل كردذ ، و ذكر بذران منقطع مىشوذ ، و حال اين عطيّه ، و موهبت كه حقّ تعالى بعوض فرزند نرينه بر رسول عليه الصّلاة و السّلم ارزانى داشته ، بر خلاف اين معنى است و جنانكه مشاهده مىروذ ، روز بروز آن كار در ترقى و تصاعدست و عدد امّت در تزايد و تضاعف . و به حكم آيت :
« وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً »
« 3 » .
كروه كروه از اقوام اتراك و اصناف كفّار باسلام درمىآيند ، و تمامت از روى اعتقاد پاك و اخلاص تمام ، شبانروزى بذكر رسول عليه الصلاة و السّلم مشغولند ، و تا انقراض جهان جنين خواهذ بوذ .
بس آنجه كافران طعن مىزدند و مىكفتند كه رسول عليه الصّلاة و السّلم ابترست ، منعكس آمذ .
و ازين بحث روشن ميشوذ كه از آن ، رسول عليه الصّلاة و السّلم از آن شايبه
هامش
( 1 ) - الاحزاب ( 33 ) : 56
( 2 ) - الانشراح ( 94 ) : 4
( 3 ) - النصر ( 110 ) : 2