جون نشايذ كه او بذر هيج مردى از آن مردان باشذ ، دليل علوّ بايه و بلندى مرتبهء او توانذ بوذ .
و اين ضعيف را بر مصداق قول مفسّران معنى دقيق روى بوذه و مىكويذ كه :
آنج كفته كه « منّ رجالكم » ، از دو حال بيرون نيست . يا آنست كه خطاب با جميع خلق بوذه ، يا آنكه خطاب با يك قوم مخصوص بوذه . اكر خطاب با جميع خلق است ، مقصود حاصل مىشوذ و حقيقت آنكه هر آنجه حقّ تعالى ، جهت رسولى كه او را بكافّهء خلق فرستاذه فرمايذ بايذ كه خطاب با عموم خلايق باشذ . و اكر خطاب با يك قوم معيّن بوذه ، همجنين همين غرض حاصل مىآيذ . جه يقين حاصلست كه آن يك قوم مخاطب بايذ كه اختيار اقوام و اكمل طوايف بوذه باشند از آن جهت كه او اكمل خلايق بوذه ، و نسبت كاملان نشايذ كه جز بكاملان [ 169 ] كنند .
جه اكر كسى خواهذ كه شخصى را ستايشى كنذ ، يا او را بر ديكران ترجيح نهذ ، بايذ كه نسبت او با بناجنس وى كنذ ، و او را بريشان ترجيح نهذ . جه اكر نسبت او بديكرى كنذ ، كه فروذ او باشذ و ترجيح وى بر فروترى از او نهذ ، بالحقيقه آن ستايش عين مذمّت و آن ترجيح عين نقصان او باشذ . و جون خطاب با اكمل اقوام بوذه باشذ بطريق اولى كه ناقصان نيز داخل بوذه باشذ ، جه هر مرتبهء كه كاملان را محلّ رسيدن به آن باشذ . اكر جه ناقصان را آن اعتبار نتوانذ بوذ ، كه در سلك ايشان آيند . امّا خارج نيفتند ، بلك جون ما تحت آن باشند ، هرآينه داخل باشند .
و بذين تقرير معلوم مىشوذ كه غرض از معنى آيت آنست كه او اعلى است از آن بايه ، كه بذر هيج مردى از مردان شما باشذ . و هيج كس را از امثال مردان جون شما بايهء آن نتوانذ بوذ كه شايذ كه فرزند او باشذ . و دليل برين آنكه از عقب آن فرموذه كه :
« وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ »
« 1 » ، يعنى : از علوّ مرتبهء او بذر هيج يكى از مردان شما نيست ، و نشايذ كه باشذ ، بلك رسول خذاى تعالى و خاتم النّبيّين است . و جون خاتم النّبيّين باشذ ، بايذ كه اكثر صفات كلّى او بر خلاف ديكر انبيا باشذ ،
هامش
( 1 ) - الاحزاب ( 33 ) : 40