تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
آن كار ، و سنگ‌تراش و نجّار و آهنگر و صاروج و غيرهم و بجهاربايان جهت نقل اسباب و آلات آن ، مفتقر و نيازمند مىشوند . و جون تمامت برداخته ميشوذ و غلّه آرد كرده مىباشند . بعد از آن بخبّاز و آلات خبّازى و جوالها جهت نقل آرد و غلّه ، كه هرآينه حصول آن موقوف باشذ بر لواف و آلات لوافى و ترتيب تنور و جز آن احتياج مىافتد تا آنكاه كه بعد از جندين سعى و آلات و كار و اسباب كه ذكر رفت ، نانى حاصل مىشوذ كه خلاصهء آن جيزها و مقصود انسانست . و اين اسباب و آلات كه برشمرديم ، هر يك امرى كلّى معظم است كه در تحت هر يك از آن جندين امر ديكر مندرج است [ 168 ] و آن امر خلاصه آن امور و تمامت آن خلاصها بامورى كه اسباب آن خلاصهاست ، واسطهء حصول آن نانست كه كفتيم خلاصه اوست . و آنجه كفتيم كه اين امور كه جهت اسباب آن برشمرديم ، هر يك امريست كه موقوف جندين امور و اسباب ديكرست و تمامت آلات آنست . و آن امر خلاصهء امور ، عجب نبايذ داشت ، جه ساختن بيل مجرّد كه يك آلتست از آلات حرث بجندين كونه آلت ، و سبب ديكر مثل كوهر سنك و حاصل كردن و بيرون آوردن آهن از آن جهت انتفاعى كه حقّ تعالى بذان اشارت مىفرمايذ كه :
« وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ »
« 1 » ، و ديكر آلات آهنگرى مذكوره و اسباب آن و غيرها احتياج دارذ ، و تا اين اسباب حاصل نشوذ ، بيل ساخته نكردذ و مقصودى كه مردم را از آن باشذ برنيايذ . بس بحقيقت تمامت آن امور از كلّى و جزوى تابع آن بيل باشذ و خلاصهء آن بيل و بيل كه خلاصهء آن امور است ، يك آلت است از اسباب حرث ، كه حرث يك قسم است از اقسام طرق تحصيل خلاصهء آن نان كه كفتيم . و جون مقرّر معلوم كشت كه غرض از امور متنوّع بسيار ، يك خلاصه مىباشذ و تمامت امور ديكر اسباب تهيهء آن خلاصه . بس بيقين ببايذ دانست كه تا مراتب بسيار تصوّر نكنند و موجود نشوذ ، مرتبهء اعلى تصوّر نتوان كرد . و جون مرتبهء اعلى متصوّر نباشذ ، ما تحت نيز بالضروره در تصوّر نيايذ ، و جون مبرهن كشت كه مرتبهء اعلى انسان مخصوص باشذ بيك شخص ، و هيج شخص ديكر
هامش
( 1 ) - الحديد ( 57 ) : 25
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 317 | رشيد الدين فضل الله همدانى