تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
و جون جنين باشذ ، البتّه بايذ كه آن مرتبه مهمل نمانذ . و بشخصى مخصوص شوذ ، تا آن مراتب منتهى كردذ ، و نامتناهى متصوّر نشوذ . و جون آن مرتبه به كسى مخصوص شوذ ، آن كس خاتم النّبيّين توانذ بوذ ، و كاملترين نوع انسان باشذ ، و در وقت تكوين و ايجاد نوع انسان و در حالتى كه علوم و عقول جهت ايشان مقدّر و معيّن مىفرموذند ، آن مرتبه جهت همان يك شخص مقدّر و معيّن فرموذه باشند ، و بذو معيّن و مخصوص كردانيذه . و مصدّق اين حديث : « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين » است . و دليلى ديكر برين معنى آنست كه نزد ارباب علم و عقل ، روشن و محقّق باشذ كه غرض از آفرينش و ساختن هر جيزى يك خلاصه توانذ بوذ كه در ضمن آن باشذ . و ديكر جيزها تبع آن . جنان‌كه انسان را جون از قوّت كزير نيست ، و غرض انسان آنست كه جيزى كه بدل ما يتحلّل انسان كردذ ، حاصل كننذ ، و بخورند ، بجندين امر كلّى ، كه در تحت هر يك از آن ، جندين امر ديكر درج باشذ ، احتياج مىافتذ . و آنجه كفته‌اند كه ، شعر :
آن شنيذستى كه نهصذ كس ببايد بيشه ور * تا تو بىدانسته و بىآكهى نانى خورى
دليل است برين معنى مثل آنكه اوّل ، بزمينى كه قابليّت تخم در آن افكندن داشته باشذ ، محتاج مىشوند ، و بعد از آن بآبى مناسب حال آن زمين . و جون اين هر دو حاصل شذه مىباشذ ، ايشان را ترتيب كاو و بروردن آن ضرورى ميكردذ . و بعد از آن بتخم محتاج مىشوند . و جون تمامت اسباب با دست آورده مىباشند ، از ترتيب آهن و شوميز كردن زمين و جمع كردن زبل جاره نمىباشذ . تا بعد از آن تخمى زرع توان كرد . و جون تخمى كاشته مىباشند ، به آب و اسباب ديكر جهت برورش آن احتياج مىافتذ . و در بروردن آن سعيها مىبايذ نموذ ، تا ريعى از آن حاصل شوذ . و باز جون ريع حاصل شذ ، بآلات ديكر جهت خرد كردن غلّه محتاج مىشوند . و جون اينها همه حاصل شذه مىباشذ ، و ارتفاع برمىكيرند ، بعد از آن به ترتيب آسيا و مهندس و معماران جهت