تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
به قوت باشذ ، قوّتى بكمال . بس ديكران هر جند به قدر قوّتى طبيعى داشته باشند ، و مانند علم فطرى در اصل قوّة مائى يافته . جه هيج كس نباشذ كه او را قوّتى جبلّى نباشذ ، با آن شخص قوى حال برابرى نتوانند كرد . و با وجود آنكه علم كشتى كرفتن بياموزند ، و ممارست آن كنند با آن شخص كه قوّت مرتبهء اعلى داشته باشذ ، زورآورى نتواند نموذ . و امثال اين مسأله بسيارست . بس از آن علم فطرى نيز همين صورت داشته باشذ . و هر كس كه او را در ازل از علم فطرى حظّى اوفر كرامت كشته ، ما لا كلام راجح باشذ بر كسى كه او را كمتر حظّى از آن ارزانى كشته باشذ . و اكرجه در تحصيل علم مكتسبى سعيها نموذه باشد ، و جهدها كرده . و جون جنين باشذ ، بس مرتبهء شخصى كه تمامت مايهء علم و عقل فطرى كه در ازل جهت انسان مقدّر بوذه باشذ ، و ممكن بوذ كه انسان را آن مرتبه حاصل توانذ شذ ، بذو ارزانى داشته باشند . و او در آن باب بحدّ كمال و مرتبهء اعلى رسيذه ، بنهايت كمال و غايت عظمت رسيذه . و لا شك كمال نوع انسان برو ختم بوذه باشذ . و وراء آن مرتبهء ديكر تصوّر نتوان كرد . و آن مرتبه نشايذ كه باشذ الّا يك كس را ، جه هر كه از آن مرتبه عروج كنذ ، و بگذرذ در مرتبهء بالاء مرتبهء انسانى توانذ بوذ . و آنجه از آن مرتبه فروتر باشذ ، مرتبهء ديكر باشذ ، زير از مرتبهء خاتميّت . و جون جنين باشذ آن مرتبه مخصوص باشذ بيك شخص . و آن شخص خاتم النّبيّين است عليه افضل الصّلوات و اكمل التّحيات كه با وجود آن كمال امىّ بوذه ، تا محقّق كردذ كه او را بكسب علوم هيج احتياجى نبوذه ، جه او را از علوم فطرى ، بموجبى كه در مقدّمه كفته شذ ، مرتبهء كرامت كشته ، كه وراء آن مرتبه ، در نوع انسان مرتبهء ديكر صورت نبندذ . و جون او را اين مرتبه حاصل شذه باشذ . لا جرم محتاج نشوذ بكسبى و تحصيلى كه غير او بذان احتياج داشته باشذ . و مثال آن جنان باشذ كه تصوّر كنند كه هر مالى و متاعى كه مايهء انسان را بشايذ ، و در عالم موجودست ، و مردم بذان محتاج‌اند ، بيك كس دهند ، و او مالك همه كردذ . و جون مالك تمامت اموال كشته باشذ . هرآينه مستغنى شوذ از آنجه تجارتى كنذ . و در بىمعاملتى و حصول مكسب شروعى نمايذ . و اكر خواهذ كه بذان مايه كه او را باشذ تجارتى كنذ ، و از آن تجارت او را مكسبى حاصل شوذ . جون در تمامت عالم هيج جيز از اموال و اسباب انسانى نمانده باشذ ، معاملت و تجارت او بجه جيز و كذام شخص باشذ ، مكر