تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
علم فطرى بهرهء هست و فلان را نيست ، همين معنى توانذ بوذ كه تقرير رفت . و علم و عقل فطرى انسان را بمثابت خميرمايه بلك بمثابت مايه توانذ بوذ . و هر كس را كه مايه بيشتر شوذ ، آن بيشتر متوقّع باشذ . و هر جند در بعضى اوقات و احوال اندكمايه از بسيار مايه راجح آيذ ، لكن بواسطهء اسباب خارجى توانذ بوذ ، و بر سبيل ندرت افتذ ، جنان‌كه شرح آن معلوم است و حكم بر اغلب كنند . و اكر سائلى سؤال كنذ كه : جندين تفاوت كه در علم فطرى مىبينيم از كجاست ؟ و آنج مشاهده مىكنيم كه بواسطهء قوّت و ضعف آن ، بعضى نبى و ولى ميكردند ، و بعضى جاهلان فرومايه‌اند ، و بعضى باذشاه مىشوند ، و بعضى كدا و مسكين‌اند . آن جكونه توانذ بوذ ، و در آن امانت‌دارى ، بعضى را بر بعضى ترجيح نهاذن ، و طايفهء را بكثرت مايهء آن مخصوص كردانيذن ، و قومى را بواسطهء قلّت آن در محلّ بىالتفاتى آوردن . و در سپردن آن امانت يعنى عقل و علم فطرى تفاوت بسيار بازديذ كردن بر جه حمل كنيم ؟ ! جواب كوئيم كه :
« يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ »
« 1 » ،
« يَحْكُمُ ما يُرِيدُ »
« 2 » . « و
ما يَشاءُ
و
ما يُرِيدُ
نشايذ كه نجنان باشذ كه بايذ ، و اين آيت جهت تفهيم عموم عالميان منزل كشته ، تا آنان كه فهم ايشان قاصر باشذ و بحقايق و دقايق اشيا نرسذ ، بذانجه بذيشان رسيذه باشذ ، قانع شوند ، و بدانند كه جنانجه بارى تعالى خواسته آفريذه :
تبارك من اجرى الامور بحكمه * كما شاء لا ظلما اراد و لا هضما
و آنان كه استعداد دانستن اسرار الهى داشته باشند ، هر يك بحسب مرتبهء خوذ بدانند كه
« ما يَشاءُ
و
ما يُرِيدُ »
، او جنان باشذ كه بايذ :
جهاندار كش كس به صورت نديذ * بحكمت جهان را جنان آفريذ
كه يك موى از آن كم نبايذ همى * و كر باشذ افزون نشايذ همى
و هر جيز و هر كذام كه آفريذه ، البتّه جنان بايذ و همه به كار آينده باشذ ، و بىايجاد و تكوين ، هر مختصرى و هر معظمى در آفرينش خلل و نقصان توانذ بوذ ، جنانجه كفته‌اند ، مصراع :
هامش
( 1 ) - ابراهيم ( 14 ) : 27 ( 2 ) - المائده ( 5 ) : 1
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 306 | رشيد الدين فضل الله همدانى