متصوّر نباشذ . و هر يكى ازين دو مرتبه اعلى و ادنى ، جز يك شخص را نتوانذ بوذ ، جه كفتيم كه يكى غايت كمالست ، و وراء آن مرتبهء ديكر نه . و يكى نهايت نقصانست و فروذ آن بايهء ديكر نه . و ما بين اين دو مرتبه ، مراتب بسيار و نامحصور هست ، كه ديكرباره در هر مرتبه از آن مراتب نامحصور مندرج است .
مثلا جنانكه مراتب انبيا عليهم السّلم ، كه آن مرتبهء است على الانفراد ، كه اعلى آن مرتبه ، مرتبهء خاتم النّبيين عليه الصّلاة و السّلم است ، و ادنى آن مرتبه است ، كه جون شخص از آن مرتبه نازل شوذ ، از مرتبهء نبوّت بيرون افتذ . امّا مرتبهء باشذ بالاء مراتب ديكر . و از مرتبهء نبوّت فروتر ، و در مرتبهء نبوّت ، جنانكه كفته شذ ، مراتب بسيار توانذ بوذ . جه جندين انبيا كه بوذند ، ممكن نباشذ كه در همه احوال همه با هم ماننده و مشابه بوذه باشند . و تمامت را يك بايه بوذه باشذ لكن البتّه تفاوتى در مراتب ايشان تصوّر بايذ كرد .
و از آن ديكر مراتب ، مثل مرتبهء اوليا و مرتبهء علما و حكما و اصحاب انواع علوم و مرتبهء ارباب صناعات و ساير مراتب اصناف خلق ، هم برين موجب تصوّر بايذ كرد . و هر جند فرموذه كه آن امانات را انسان متحمّل و متكفّل كشته ، لازم نيايذ كه همه انسان در تحمّل و تكفّل آن امانت متساوى بوذه باشند ، تا تصوّر افتذ كه بايستى كه آن تفاوت نبوذى ، بلك همه متحمّل امانات حق شذه باشند ، لكن هر يك به قدر استعداد خويش .
جنانكه اكر صذ هزار آدمى بتشريف باذشاه مشرّف كردند ، لازم نشوذ كه همه را در كمّيت و كيفيّت متساوى بوذه باشذ . بلك متصوّر لا بل واجب جنان باشذ كه به مقدار مرتبه و احوال هر يك در كمّيت و كيفيّت آن تشريفات تفاوتى بوذه باشذ . هر يك بحسب استعداد احوال آن كس .
بس آن تفاوت نيز كه در مراتب مذكورست ، همجنين باشذ . و بحسب استعداد هر شخص قسمى از آن امانات در حقّ او كرامت كشته باشذ . و آن مقدار علم جبلّى و فطرى هر شخصى شذه و مايه مكتسبى هر يك كشته ، و هر جند در افواه و عبارت مردم جنان باشذ كه كويند : فلان شخص را از علم فطرى بهرهء هست ، و فلان را نيست . امّا آن معنى بطريق مجازست . جه ممكن نيست كه هيج انسانى [ 162 ] از آن امانت ، يعنى از علم فطرى
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٣٠٤