تكفّل آن كشتند .
و جون حقّ تعالى نوع انسان را سزاوار و لايق آن امانتدارى دانسته بوذ ، تحمّل بار آن امانت را مطلقا بعموم انسان حوالت كرد . و هر يك ازيشان بحسب مرتبهء خويش متحمّل بعضى از آن امانت شذند . نفس مستعدّ قابل معرفت متحمّل امانتى شريف نفيس ، و نفس غير مستعدّ قابل متحمّل امانتى كه در شرف فروتر اقسام امانت بوذه .
و اكرجه بر سبيل اجمال ، اصناف انسان را بجند مرتبهء معيّن تصوّر كنند . جنانجه :
بعضى [ را ] عوام و
بعضى را خواصّ و
بعضى را علماء نازل حال
و بعضى را عقلا و علماء محقّق
و بعضى را اولياء و اصل
و بعضى را انبياء
و بعضى را انبياء مرسل
و بعضى را مرسل اولو العزم
تا بخاتم النّبيّين عليه الصّلاة و السّلم مىرسذ .
و هر صنفى را در يك مرتبه تصوّر كنند .
امّا از راه حقيقت در افراد انسان ، على سبيل الرّءوس ، تفاوت بسيارست . و هر نفسى را على حده مرتبهء ديكر . و جنانجه قطعا دو شخص از راه صورت من كلّ الوجوه بهم ماننده نباشند ، در استعداد هر يك ازيشان و در قابليّت فيض معرفت به قدر « اختلاف مائى » بوذ .
و جون جنين باشذ ، بالضّروره امانت حق جلّ و علا نيز كه بنوع انسان سبرده هم بذين وجه باشند [ 161 ] ، و هر شخصى را على الانفراد بحسب استعداد و مقدار قابليّت در تكفّل بار امانت كه از كنوز علوم نامتناهى اوست مرتبهء ديكر باشذ ، و هر يك را حظّى و قسطى از آن امانت كرامت كشته . جنانجه هر نفسى را على سبيل الانفراد از مرتبهء ادنى ، بحسب استعداد و قدر طاقت ترقّى مىكنذ ، و بمرتبهء وراء آن كه مناسب حال هر يك باشذ ، و آن مرتبه ايشان را مقدّر بوذه باشذ ، مىرسند و بر سبيل اختلاف از هر مرتبهء ديكر به قدر تفاوتى باشذ . جنانكه يكى فروتر ، و يكى بالاتر باشذ . و اكرجه آن تفاوت اندك باشذ . امّا
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 302
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٣٠٢