و بعضى كويند معنى آنست كه : ما عرضه كرديم امانت را بر اهل آسمانها و اهل زمين و اهل كوهها ، ازيشان هيج كس حمل امانت نكرد ، الّا انسان . و عرض امانت بر اهل اين اماكن بوذ . و ملايكه هم از جمله اهل اين اماكناند . و ايشان خذاى را مىبرستند . و معنى عرض بر ايشان آنست كه ايشان را تعريف كردند كه در اداء امانت ثواب خواهذ بوذ ، و در تضييع امانت عقاب ايشان كفتند . اكر اين عرض تخيير است ما ترك ثواب كرديم ، از خوف عقاب ، ما طاعت مىكنيم ، و عصيان نمىكنيم يك طرفة العين . بس اين اباء خوفست نه اباء ردّ . و از جهت اين معنى حمل را باشفاق قرين فرموذ كه :
« فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها
« 1 » و اشفاق خوفست .
« فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها »
« اى يحتملن وزرها بالخيار » يعنى طاعت كردند و حفظ امانت كردند و خيانت نكردند .
و
« حَمَلَهَا الْإِنْسانُ »
يعنى انسان حمل وزر كرد .
و مراد از انسان درين موضع كافر است برين قول . و آنكه فرموذ كه
« إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
« 2 » صفت كافر است .
و امّا بر قول اوّل كه آسمانها و زمين و كوهها قبول امانت نكردند ، و انسان قبول كرد .
انسان اسم جنس است ، آدم و اولاد او را ايشان قبول كردند . و آنكه فرموذ كه
« إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا »
صفت بعضى است و آن كافر است . جه انسان جنانكه كفتيم اسم جنس است بر جميع افراد .
قال اللّه تعالى :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ »
« 3 » و اين جميع راست تا استثنا از آن درست باشذ . كه
« إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا »
« 4 » اينجا نيز همجنين
« ظَلُوماً جَهُولًا »
صفت باشذ ، از آن كافر ، و نشايذ كه صفت آدم گيرند . جه نشايذ كه آدم را ظالم جاهل خوانند ، فكيف ظلوم جهول كه بناء مبالغت است . و امّا در حقّ كافر درستست . جه حقّ تعالى كافران را ظالم خوانده است . قال اللّه تعالى :
« وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ
« 5 » و جاهل خوانده :
« قُلْ أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجاهِلُونَ »
« 6 » . بس روا باشذ وصف انسان بظلوم و جهول كردن كه ايشان ثابتاند بر ظلم و جهل و دائم بر آن .
هامش
( 1 ) - الاحزاب ( 33 ) : 72
( 2 ) - الاحزاب ( 33 ) : 72
( 3 ) - العصر ( 103 ) : 2
( 4 ) - ايضا : 3
( 5 ) - البقرة ( 2 ) : 254
( 6 ) - الزمر ( 39 ) : 64