تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
آدم كفت : « قد حملتها بما فيها » . بعد از آنكه آدم امانت قبول كرده بوذ ، در بهشت جندانى درنگ نكرد كه از نماز بيشين تا نماز ديكر . بعد از آن بيرون آمذ . حسن و مقاتل كويند كه : جون خداى تعالى ، تمامت خلق را بيافريذ ، امانت عرضه كرد بر آسمانها و فرموذ كه اكر حمل كنيد شما را بر من فضل و كرامت و ثواب باشذ در بهشت . آسمانها كفتند : ما نتوانيم حمل آن كردن . بس عرضه كرد ، بر زمينها همين كفتند . بس عرضه كرد بر آدم به شرط طاعت و ثواب . آدم كفت : « رضيت » ، و حمل آن كرد . جنان‌كه خذاى تعالى ميفرمايذ كه :
« وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا »
« 1 » . ابن عبّاس رضى اللّه عنه كويذ : « ظلوما بحقّها جهولا باخذها » . ضحّاك كويذ : « جهولا غرا بامر اللّه » . كلينى كويذ : « حين خالف امر ربّه جهولا لا يدرى ما العقاب فى تركها » . حسين بن الفضل كويذ : ظلوما عند الملائكة لا عند اللّه . و بعضى كفته‌اند : « ظلوما نفسه بمطاوعته حوّاء جهولا بتفريق اللّه بينه و بينها . هم حسين بن الفضل كويذ كه : امانت بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كردند ، بر سبيل تخيير . و بر آدم عرضه كردند ، بر سبيل فرض . و بعضى كفته‌اند كه : معنى آنست كه ما آسمانها و زمين و كوهها را بيافريذيم ، آفريذنى كه تحمّل حمل امانت نتوانند كردن ، ابا كردند از حمل آن ، اباء خلقت نه اباء ردّ . و انسان را جنان آفريذه‌ايم كه تحمّل حمل امانت توانند كردن . و بعضى كفته‌اند كه : « انّا عرضنا » ، در حقيقت عرض است و لكن بر سبيل تخيير . يعنى مخيّر باشند ميان آنكه قبول كنند ، و شرايط آن بجاى آورند و ايشان را ثواب دهند . و اكر در آن خيانت كنند ، ايشان را عقوبت كنند ، و ميان آنكه قبول نكنند . و همجنان باشند كه ساير حيوانات فانى شوند بفناء دنيا كه نه ثواب باشذ ايشان را در آخرت و نه عقاب و روا نباشذ كه كويند كه امانت عرض كردند بريشان بر سبيل لزوم ، جه ايشان را بطاعت وصف ميكنذ . جنان‌كه فرموذ :
« قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ »
« 2 » . و انسان حمل امانت كرد بر آنكه اكر بذان قيام نمايذ ، او را ثواب باشذ . و اكر بذان قيام ننمايذ ، او را عقاب باشذ .
هامش
( 1 ) - الاحزاب ( 33 ) : 72 ( 2 ) - فصلت ( 41 ) : 11