تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
« إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا »
« 1 » ، يعنى « ظلوما لنفسه جهولا بعواقب الامور » :
« لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً »
« 2 » . لام
« لِيُعَذِّبَ اللَّهُ »
متعلّق است بكلمهء عرضنا و بعضى كفته‌اند كه متعلّق است بجميع آنجه درين صورت است . و بعضى كفته‌اند كه اين لام لام عاقبت است . و اللّه اعلم . و آنجه : در تفسير تيسير آورده است ، آنست كه جون در ضمن اين سورت امر و نهى است . ختم سورت بتعيين امر فرايض و امانات فرموذ تا بندكان از آن باخبر باشند ، و به قدر وسع و طاقت خوذ بذان قيام مىنمايند . و از تقصير در اداء اجتناب مىكنند ، و در امانت و تأويل آن خلاف كرده‌اند . ابن عباس رضى اللّه عنه كويذ كه : امانت طاعت خذاى تعالى است . سعيد بن المسيّب كويذ كه : امانت فرايض است . مجاهد كويذ كه : امانت دين و فرايض و حدودست . عبد اللّه بن عمرو بن العاص كويذ كه : نخستين جيزى كه خذاى تعالى از انسان بيافريذ فرج بوذ فرموذ كه : « هذه امانة استودعتكها » . بس فرج امانت است ، و كوش امانت است . و فرج امانتست و دست امانت است . و باى امانتست و ايمان نيست هر كسرا كه امانت نيست . و بعضى كفته‌اند كه امانت عقدى و عهدى است كه واجب باشذ آن را بجاى آوردن . قال اللّه تعالى :
« وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا »
« 3 » . و بعضى كفته‌اند كه اعمالى مسلمانان را فرموذه‌اند كه آن را بجاى [ 159 ] مىآورند و ترك آن نكنند . آن امانتيست و واجب بر هر مسلمانى كه خيانت با هيچ كس نكنذ ، نه با مسلمان و نه با معاهد . ضحّاك كويذ كه خذاى تعالى خطاب كرد بآدم عليه السّلم كه يا آدم ! عرضه كردم امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها ، ايشان طاقت آن نياوردند ، تو قبول ميكنى با آنجه در وى است ؟ آدم كفت : يا ربّ آن جيست ؟ خطاب آمذ كه : « ان احسنت جزيت و ان اسأت عذّبت » .
هامش
( 1 ) - الاحزاب ( 33 ) : 72 ( 2 ) - ايضا : 73 ( 3 ) - الاسراء ( 17 ) : 34