تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
فارغ باشذ . جه بواسطهء بىمايكى خوذ ، اصلا در معرض سوذ و زيان نتوانذ آمذ . و بذان واسطه تاجر را سوذ و زيان بسيار رسذ و در معرض فايده و خسران باشذ . لازم نيايذ كه مرتبهء ايشان از مراتب ديكران كمتر و فروتر باشذ . بلك مرتبهء تجّار كه سوذ و زيان لازمهء احوال ايشانست ، مشاهده مىكنيم و ببسيار زيادت از مراتب آن بىمايكان توانذ بوذ ، و بوشيذه نمانذ كه هر تاجرى كه او را معامله بيشتر اتّفاق افتذ ، جنان‌كه سوذ او زيادت باشذ ، زيان او هم زيادت باشذ ، و جندان‌كه سوذ او كمتر زيان او كمتر توانذ بوذ ، شعر :
جو علم آموختى از حرص ، آنكه ترس كندر شب * جو دزدى با جراغ آيد ، كزيذه‌تر برذ كالا
و بذين تقرير و بيان كه كرديم ، جون در معنى نظر كنند ، هيج نواختى و كرامتى كه حقّ تعالى در حقّ انسان فرموذه و آيات بذان منزل كشته ، بزركتر و عالىتر از
« ظَلُوماً جَهُولًا
نتواند بوذ . خصوصا جون در آخر اين آيت آورده كه انسان را بحمل بار امانت خويش منسوب فرموذه . و جون ايشان را بذان معنى مزيّن و مكرّم كردانيذه ، بعد از آن كفته كه
« ظَلُوماً جَهُولًا
يعنى كارى بذين عظمت و جلالت كه آسمان و زمين و كوه برنتافت ، او برتافت ، زهى قوّت و قدرت و دل و زهرهء او كه جهت دوستى ما و جهت عبوديّت و امتثال فرمان ما اين خطر بر خوذ نهاذ و متحمّل چنين امرى شذ . و در قرآن مجيد ، آيات بسيار كه مناسب اين
« ظَلُوماً جَهُولًا »
« 1 » و موافق اين معنى است كه انسان را بذان منسوب فرموذه ، منزل كشته . جنان‌كه :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ »
« 2 » .
إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ »
« 3 » . و جون در تفسير و معانى آن نظر كنند ، بعضى از آن آيات آنست كه بر بزركى و كمال و شرف انسان دلالت مىكنذ . و بعضى آنست كه با وجود آنكه بر اشرفيّت و كرامت انسان دلالت مىكنذ ، بر كناهان بسيار نيز كه ازو صادر مىشوذ ، هم دلالت كنذ . و اين نيز هم عظمتى و قدرتى است كه انسان را هست ، جه ديكر اجسام كاينات و فاسدات قادر نيستند بر خير و شرّ . و ازيشان هيج ازين معانى صادر نمىشوذ و انسان قادرست ، و از
هامش
( 1 ) - الاحزاب ( 33 ) : 72 ( 2 ) - العصر ( 103 ) : 2 ( 3 ) - ابراهيم ( 14 ) : 34