تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
و جون ملائكه كه اشرفند از آسمان تحمّل نكرده‌اند ، آسمان جكونه تحمّل كنذ ؟ و جون آسمان كه اشرف از كوه و زمين است ، تحمّل نكرده ، كوه و زمين جكونه تحمل توانذ كرد ؟ جه از طريق عقل معلوم مىشوذ كه هر علمى كه كاملان و مستعدّان متحمّل آن نتوانند شذ ، ناقصان ، بطريق اولى باشذ ، كه متحمّل آن نتوانند شذ . و جون ملائكه كه از جمله عقول مجرّده‌اند ، و كاملتر از آسمان و ديكر علويّات ، متحمّل نتوانسته‌اند شذ ، آسمان و ديكر علويّات كه در كمال و استعداد معرفت از ملائكه كمتر باشند ، جكونه تحمّل توانستندى كرد ؟ و جون آسمان كه كاملتر و مدرك‌تر از ما تحت خويش است ، و بمذهب بعضى حكما ، حىّ ناطق است ، تحمّل نتوانسته است كرد ، ماتحت او از كوه و زمين جكونه تحمّل توانستندى نموذ ! ؟ مثل آنكه اكر باذشاهى با بادشاهى مقاومت نتواند كرد ، جكونه تصوّر كنند كه بندكان آن بادشاه عاجز با بادشاه قادر مقاومت تواند نموذ . و اكر كسى تصوّر كنذ ، تصوّرى محال باطل باشذ . همجنين جون ملائكه از آسمان و علويّات افضل و اكمل‌اند ، و از آن قبول امانت و علم اسما و حمل آن عاجز آمذند ، بس بطريق اولى كه هر جه بمرتبه ازيشان فروتر باشذ ، مانند آسمان و زمين و جبال از حمل و دانستن آن عاجز آيند . و اكرجه بعضى مردم از حال آسمان واقف نباشند ، امّا حال زمين و كوه ، بارى برأى العين مشاهده مىكنند و مىبينند كه ايشان از ادراك معانى و دانستن علم اسما عارىاند و ازيشان هيچ بازخواست و با ايشان هيج خطاب نيست . و ازين معنى معلوم مىشوذ كه ايشان حمل امانات حقّ نكرده‌اند . و روشن و محقّق باشذ كه هر كس كه امانت كس قبول نكنذ يا آن باشذ كه التفات بذان كس نداشته باشذ كه ، امانت بذو مىسبارذ ، يا بر خوذ واجب نداشته باشذ كه جهت او تحمّل آن كار كنذ ، و زحمت محافظت آن كشذ ، يا آن باشذ كه ترسذ كه محافظت آن نتوانذ كرد ، و از دست او برنخيزذ ، كه خدمتى شايسته بجاى آرذ . بلك بواسطهء بىاستعدادى خايف باشذ كه تلف كنذ ، و در معرض خشم و محلّ غضب افتذ . و درين صورت نه آنست كه آسمان و زمين و كوه را نبايذ كه بندكى حقّ بجاى آرند و امانتى جهت او نكاه دارند . لكن از بىاستعدادى و آنجه در خوذ بايهء آنكه محافظت آن توانند كرد نمىديذند ، از حمل و قبول آن بواسطهء ترسى كه در ضمن تحمّل آن بوذ ، ابا