تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
و مزيّت و شرف بعضى از آن بر بعضى بر وفق سعادت كويند و حسب مشيّت آفريننده است :
اين كار دولتست كنون تا كرا رسذ
و با آنكه مراتب علما متفاوت باشذ ، و ميان ايشان جنان‌كه اجناس خزانه كه اختلاف بسيار در آن توان يافت ، امّا به حكم آنكه مانند مال خزانه‌اند ، و مال خزانه خواه شريف و خواه خسيس ، همه اسم خزانه داشته باشذ . ايشان نيز اسم عالمى داشته باشند . و رسول عليه الصّلاة و السّلم فرموذه است كه : « علماء امّتى » . و ذكر علما مطلقا كرده . و هيج يك را ازيشان مخصوص نكردانيذه . و جون عادت آنست كه هر مفسّرى به قدر استعداد خوذ جهدى نمايذ ، و از آنجه حقّ تعالى در حقّ او كرامت فرموذه معنى باديذ كنذ و كويذ ، و اكرجه فسحت عرصهء معانى كلام اللّه و دقّت اسرار ، و غور حقيقت آن ، تا غايتى است كه اكر خوذ صذ هزار علماء راسخ در آن فكر كنند بكنه يك نكته از آن نتوانند رسيذ . و جنانجه كفته‌اند ، شعر :
عاشقان بيش تو كر تحفه همه جان آرند * بسر تو كه همه زيره بكرمان آرند
اكر خوذ تمامت جان معنى باشذ كه تقرير كنند ، هنوز قاصر مانند ، [ 154 ] و در آن درياء معرفت وزنى نيارذ ، و معرفت آن جنانج باشذ ، و جندان‌كه بوذ ، جز خاتم النّبيّين عليه افضل الصّلوات و اكمل التّحيّات نتوانذ بوذ ، اين ضعيف نيز موروار به حكم :
جانا دانى كه رسم موران باشذ * باى ملخى نزد سليمان بردن
از كرامتى كه حقّ تعالى در حقّ او كرده ، و استعدادى كه داذه به مقدار باى ملخى ، معنى و تفسيرى كه انديشه كرده و او را دست داذه عرض مىكنذ ، ان شاء اللّه پسنديذه علما و دانايان كه رسول عليه الصّلاة و السّلم در حقّ ايشان فرموذه كه : « العلماء ورثة الأنبياء » ، و ديكر كه : « مثل العلماء فى الأرض مثل النجوم
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 286 | رشيد الدين فضل الله همدانى