امّا آنج اين ضعيف را بر فور در خاطر آمذه و تقرير مىكنذ ، آنست كه اوّل مىكويذ كه : هر جه مفسّران كفتهاند در تفسير اين آيت ، هر يك از ديكر خوبتر و نيكوتر است ، و همه تفسير اين آيت است . و اكر تا صذ هزار سال ديكر ، هر سال صذ هزار مفسّر از علماء راسخ و اولو الالباب كه تفسير كلام اللّه كنند ، باشند . و هر يك لطيفهء ديكر كويند ، و تفسيرى ديكر كنند . همه خوب و بسنديذه باشذ و تفسير اين آيت بوذ . و به حكم آيت :
« قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً »
« 1 » . هنوز از تفاسير بعضى نكفته باشند . اكر جه جنين باشذ ، و آن را احتمال جندين معنى توانذ بوذ . امّا از آن تفاسير كه هر يك از آن مفسّران كفته باشند و كويند ، بعضى شريفتر و اسرار و حقايق آن در مقصود داخل و بصواب نزديكتر ، و بعضى از آن خارج و دور تر توانذ بوذ .
[ 153 ] و مصدّق اين معنى حديث نبوى على قائله الصّلاة و السّلم كه مىفرمايذ كه : « انّ للقرآن ظهرا و بطنا و لبطنه بطنا الى سبعة ابطن » . و هر بطنى را از آن بطون صذ هزاران مراتب مختلفه متصوّر است . و البتّه تصوّر آن مراتب بايذ كرد ، تا بعد از آن مناسب حكم آيت :
« قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً »
« 2 » توانذ بوذ .
و تفسير آيت :
« قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ »
« 3 » كه اين ضعيف كرده ، و در آنجا بموجبى كه بر بالا نوشته است ، كفته كه آن معنى قطعا نه بر سبيل مبالغه فرموذه ، بلك فى الواقع جنانست ، و جنان مىبايذ ، هم مقوّى اين معنى است . و از آن تفسير محقّق ميكردذ كه آنج درين باب تقرير مىكنذ و مىكويذ كه تفسير كلام اللّه كه مفسّران كفتهاند و مىكويند ، بىحدّ و بسيار باشذ و جندانكه كويند ، خواهذ بوذ . و همه بر حقّ باشند و نتوان كفت كه اين تفسير كلام ، و آن نيست . بلك هر تفسير كه علماء اسلام كرده باشند و كنند ، عين صدق و راستى توانذ بوذ و جنانكه اخبار انبيا را مصدّق و مسلّم بايذ داشت .
اقوال علما و مفسّران و ائمهء دين را تصديق بايذ كردن ، جه به حكم حديث نبوى كه فرموذه : « علماء امّتى كانبياء بنى اسرائيل » .
هامش
( 1 ) - الكهف ( 18 ) : 109
( 2 ) - الكهف ( 18 ) : 109
( 3 ) - الكهف ( 18 ) : 109