خذاى تعالى مىكويذ كه : هر كه قادر باشذ بر آفريذن اين جيزهاء عجيب عظيم قادر باشذ بر آن عادت بعد از موت .
و امّا وجه مناسبت شتر و آسمان و كوه و زمين با يكديگر ، آنكه اين خطاب با عربست و حثّ است بر استدلال بر معرفت صانع ، و عادت و عرف آنست كه هر كه استدلال كنذ ، بجيزى بايذ كرد كه او را و خصم را نيز مشاهد باشذ ، و او بر معانى آن واقف . و عرب اكثر اوقات در باديها زندكانى كنند ، و در نظر ايشان آسمان و زمين و كوهها و شتران باشند . بس حقّ تعالى ايشان را حثّ و تحريض مىكنذ بر استدلال بر معرفت خالق ، و ايشان را مىفرمايذ كه در شتر نظر كنند كه جكونه جهت بار كردن فرو مىخسبذ و بعد از آن با بار برمىخيزذ ، و خار تلخ مىخورذ ، و شير خالص مىدهذ ، و با جثّه بذان بزركى مطيع كودكى مىباشذ . و آنكه شتر را از تمامت حيوانات بذكر مخصوص فرموذ ، و آن را بر آسمان و كوهها و زمين بذكر تقديم كرد ، جهت آنست كه جون خطاب با عرب فرموذه ، و شتر عزيزترين اموالست نزد ايشان .
و جمله منافع حيوانات ذوات الاربع ، يا دوشيذن باشذ ، يا كوشت خوردن ، يا برنشستن ، يا بار برنهاذن ، يا پشم و موى بركرفتن ، يا كشت كردن ، يا آسيا كردانيدن . و اين همه در شتر مجتمع است بخلاف ديكر حيوانات كه اين همه در يك صنف از حيوان مجتمع نيست .
از حسن بصرى رحمة اللّه برسيذند كه : خلقت بيل عجبتر از خلقت شتر است .
جرا بيل را بذكر مخصوص نفرموذ ؟
جواب دارذ كه عرب بعيد العهد بوذند بديذن پيل ، و عزيزتر مال عرب شتر بوذ . و نيز پيل نيست مكر خوكى بزرك ! بر وى ننشينند ، و كوشت او نخورند ، و مطيع نباشذ . و شتر خارى كه هيج حيوان نخورذ ، بخورذ . و شير صافى بازدهذ ، و برشته كوذكى را مطيع باشذ . و همه منفعتها كه در ساير حيوانات ذوات الاربع باشذ ، در وى باشذ ، و رانندهء وى از بيش روذ ، و با غلظت خلقت در طبع وى جندانى رقّت هست كه بسماع خدا در نشاط آيذ . و جهل روز مست باشذ ، و علف نخورذ و همجنان بار مىكشذ ، و اكر در سفر ده روز آب نخورذ ، صبر كنذ !
و بعضى كفتهاند كه ابل نامى است از نامهاء ابر و اينجا مراد ابرست . و با آسمان مناسبت دارذ ذكر آن كردن بعضى . جرا نمىنكريذ ؟ كه ابر را در هوا جكونه آفريذهام ؟
كاهى بست مىشوذ بار كران ، و كاهى بلند مىشوذ .
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 281
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٢٨١