بعد از آن فرمان آمذ كه اى محمّد ( ص ) ! تو فرمان مىرسان قوله تعالى :
« إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ »
« 1 » . معنى آنست كه بند ده يا محمّد ( ص ) ! اينها را كه مكذّباند بعث را ، و دل تنك مكن . بذانكه ايشان انكار كنند ، و بر آن اصرار نمايند . از بهر آنكه تو مذكّرى و ترا جهت تذكير و ارشاد اختيار كردهايم . و بدست تو جز آن نيست ، جه تو بريشان مسلّط نيستى كه ايشان را بر آن دارى كه ايمان آورند يا ايمان در دل ايشان درآورى . و بعضى كفتهاند كه تو بريشان اكنون مسلّط نيستى تا با ايشان قتال كنى . جون آيت قتال منزل كشت ، [ 152 ] فرموذ كه : هر كه بركردذ از اجابت تو ، تو بر وى مسلّط باشى . با وى حرب كن . بعد از آن فرموذ كه :
« إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَ كَفَرَ فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذابَ الْأَكْبَرَ »
« 2 » ، يعنى : و لكن آنكه بركردذ از اجابت تو ، و كافر شوذ ، خداى تعالى او را عذاب كنذ ، عذاب بزركتر و درين استثنا خلاف كرده . بعضى كفتهاند كه : استثنا از لفظ « فذكّر » است . و تقدير آنكه « الّا من لا تطمع فى اجابته » ، يعنى : بند ده ، مكر آن را كه طمع ندارى كه اجابت كنذ . و بعضى كفتهاند كه : استثنا از لفظ « مسيطر » است . و تقدير آنكه « لست على احد فى ادخال الايمان فى قلبه لكن من تولّى و كفر فيعذّبه اللّه العذاب الاكبر » يعنى تو مسلّط نيستى بر آنكه ايمان در دل يكى درآورى ، و لكن هر كه بركردذ و كافر شوذ ، خداى تعالى او را عذاب كنذ ، عذاب بزركتر .
مقاتل كويذ : درين آيت تقديم و تأخيرست و تقدير آنكه : « فذكّر ، الّا من تولّى و كفر ، لست عليهم بمسيطر » ، يعنى : تو بند ده ، و لكن آنكه بركردذ و كافر شوذ تو بريشان مسلّط نباشى .
بعد از آن فرموذ :
« إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ »
« 3 » . و معنى تقديم ظرف آنست كه بازكشت ايشان نيست الّا با ما كه جبّار مقتدريم بر انتقام ، و حساب ايشان نيست الّا بر ما . و حساب ايشان بكنيم بنقير و قطمير ، يعنى بر ما واجب است حساب ايشان و معنى آن جنان باشذ كه وعد و وعيد كردهايم ، و هر جه كفتهايم در آن خلاف نباشذ . همجنان كردانيم و جابر روايت كنذ كه رسول عليه الصّلاة و السّلم فرموذ كه :
هامش
( 1 ) - الغاشية ( 88 ) : 21 - 22
( 2 ) - الغاشية ( 88 ) : 23 - 24
( 3 ) - ايضا : 25 - 26