و بذين تقرير و بيان روشن شذ كه آنجه فرموذه كه : « كيف سطحت » ، و زمين را مسطّح ياذ كرده ، درست است . و براهين عقلى نيز كه در باب تدوير زمين قائم كردانيذهاند ، هم درست است ، و هيج تناقض لازم نمىآيذ .
و اين ضعيف هر جند بموجبى كه كفته است در علم هيأت زيادت رنجى نبرده ، امّا از فضل و كرمى كه حقّ تعالى در حقّ اين ضعيف كرامت فرموذه ، در خاطرش آمذ كه :
اين تقرير نامعقولست ! و اين نكته ايراد كرد كه جكونه ممكن باشذ كه اين مقدار سطح بر روى زمينى كه كرى است ، تصوّر توان كرد ؟ و اين تصوّر كه شما را افتاذه غلط مىنمايذ . و من اين سخن را هم بقواعد شما كه اهل هيأتايذ ، و آن علم بشما منسوبست ، و در اين عهد اين علم بلك ساير علوم را از شما بهتر كسى نمىدانذ ، با شما ثابت و روشن كردانم . و اين معنى بكستاخى و دليرى آن ، در عبارت مىآورم كه شما مردمان منصفايذ ، و از راه انصاف ، سخنان معقول مبرهن قبول كنيذ ، و حقيقت آنكه سخن معقول مبرهن و مقال عميق دقيق جز با مردم عاقل عالم نتوان كفت .
و تقرير آن جنانست كه هم صاحب هيأت و اهل علم طبيعى ، بادلّه و براهين بسيار ثابت كردهاند كه زمين كرى است . و اين معنى را بادلّه و امثلهء واضحه بازنموذه . جنانكه هيج آفريذه را بر آن اعتراضى نمىرسذ . و معظمترين اسباب تدوير ، حركات افلاك نهاذهاند . و آن را نيز ببراهين و ادلّهء واضحه ثابت كردانيذه . جنانجه مىبينيم كه اكر كسى جيزى نرم يك لحظه در دست ميكردانذ ، كرد مىشوذ . و بذين قدر كه در هوا باذى مخالف در حركت مىآيذ و قطره را نمىكذارذ كه بر زمين افتذ و آن قطره يك لحظه بر هوا كردان ميشوذ ، برف يا تكرك ميشوذ . بذين هيأت مدوّر كه مشاهده مىافتذ ، و جون بذين مقدار حركت و كرديذن جيز غير مدوّر ، مدوّر ميشوذ . بس جكونه تصوّر توان كرد كه حركتى و دورى بذين بسيارى كه افلاك را بذين عظيمى هست ، سطحى بر روى زمين بگذارد و آن را مدوّر نكردانيذه باشذ ؟ .
ايشان بجواب كفتند كه علّت آن سطّح ، امرى باشذ خارجى نه طبيعى .
بجواب كفته شذ كه . حاليا امرى جنين كلّى و قوى و معظم كه حركات افلاكست ، و بواسطهء آن بالضّروره تدوير لازم آمذه ، يافتهايم و سطح غير مقتضاء طبيعت
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 270
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٢٧٠