[ 145 ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
[ تدوير زمين : رساله در علم هيأت ]
الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلم على خير خلقه محمّد و آله اجمعين .
امّا بعد جنين كويذ اضعف عباد اللّه تعالى ، و احوجهم الى رحمته فضل اللّه بن ابى الخير بن عالى المشتهر بالرّشيد الطبيب كه : روزى در مجمعى اتفاق افتاذ كه بعضى از اكابر تقرير كردند كه آنجه حكما كفتهاند كه زمين مدوّرست بجه وجه دانستهاند ؟ و جون ما مىبينيم و برأى العين مشاهده مىكنيم كه جندين هزار كوهها و نشيب و فراز هست و اكثر زمينها هموار و مسطّح است . تدوير آن و آنجه معتقد حكماست كه مدوّر و كروى است و آن را كرهء زمين كويند و كره ساختهاند و بذان حكم كنند . از عقل عظيم دور است و بىوجه و نامعقول مىنمايذ و ما بكرّات اين معنى ازيشان سؤال كردهايم . و ايشان بر جواب سخن ما قادر نبوذهاند ، و وجهى كه عقل قبول كنذ ، نتوانستهاند كه تقرير كنند ؟ !
اين ضعيف بجواب كفت كه : ما لا كلام آسمان و زمين و آب و هوا و آتش تمامت مدوّرست . و بعضى ازيشان حاوى ، و بعضى محوى . و اهل هيأت آن را ببراهين قاطعه معلوم كردهاند و دانسته ، و تقرير آن بر وجهى مىتوانند كرد كه هيج كسرا در آن شكّى و شبهتى نمانذ . و امثلهء آن معقول و محسوس بازنمودهاند ، شنونده بايذ كه مستعدّ باشذ ، و فهم و ادراك آن داشته باشذ كه آن را معلوم توانذ كرد . و از اين معنى آنج معلوم نكشته ، از جهت خلل فهم و نقصان ادراك شنونده است ، نه از مقرّر و نه از براهين كه در آن باب قائم است . و هر جيز كه آن را كسى ندانذ ، نه آن باشذ كه آن جيز نباشذ ، بل جاهل بذان در آن كار و از آن جيز نادان و غافل باشذ ، جنانجه امير المؤمنين على عليه السّلم فرموذه كه ، شعر :
و كم من عائب قولا صحيحا * و آفيه من الفهم السّقيم
و لكن تأخذ الأذهان منه * على قدر القرائح و الفهوم
و حقيقت آنكه واجب نيست كه هر جيز كه كسى ندانذ نباشذ ، و اين معنى خوذ امرى