و از آن جمله يكى آنست كه اهل علم طبيعى بيان كردهاند كه خاك بسيط است ، و حجت و براهين قائم كردانيذه بر آنكه اجسام بسيط را جز شكل كرى نبوذ . جه ديكر اشكال اقتضاء تخلخل اجزا كنذ . و ازينجا لازم آيذ كه زمين كرى بوذ ، و اصحاب علم رياضى استدارت اجسام آسمان را باحساس و اعتبار رصد و دليلها كه مبنى بر رصد بوذ اثبات ميكننذ و استدارت زمين برصد حوادث آسمانى ، مانند كسوفات و خسوفات و شهب ، معلوم ميشوذ كه در دو شهر مختلف دو شخص رصد كنند ، آنها را كه در شهر شرقى بساعتى بيش از آن بينند ، كه در شهر غربى جه اكر سطح زمين مستوى بوذى ، از هر دو شهر يكسان ديذندى . و همجنين در جانب شمال جند آنجه قطع مسافت بيشتر كرده مىآيذ ، ارتفاع كواكب ابدى الظهور [ 148 ] به نسبت با اهل شمال زيادت ميشوذ .
و بعضى از آنجه طالع و غارب است ، و در طرف شمال ابدى الظّهورست در جانب جنوب ابدى الخفاء مىباشذ .
و اكر بر عكس آن از جانب جنوب قطع مسافت كرده مىآيذ ، كواكب ابدىّ الخفاء را به نسبت با اهل شمال ظهورى بيذا مىآيذ ، و كواكب ابدى الظّهور خفائى ظاهر ميشوذ .
و اكر در مشرق و مغرب حركت كرده مىآيذ ، تقدّم و تأخّر طلوع و غروب حادث ميشوذ .
بس ازين دلالات و امثال آن معلوم ميكردذ كه زمين كرى است و بلندى كوهها و ژرفى درياها زمين را از كريّت بيرون نمىبرذ ، جه آن اشخاص را قدرى نبوذ باضافت و نسبت با زمين ، و شرح آنجه حكما كفتهاند كه بطريق علم مساحت اعتبار كردهايم . و بزركترين كوهى كه نشان مىدهند همجند جهليك ارزنى است با كرهء كه قطر آن كزى بوذ .
بذين وجه تقرير ميكنند كه جون معلوم شذه است كه زمين كرى است ، و مركز او ، مركز عالم و سطح ظاهر او ، موازى سطح فلك البروج . و در همه اطراف ابعاد او از فلك يكسانست ، و هر منطقهء را از مناطق فلكى بسيصذ و شصت قسمت كردهاند ، و هر قسمى را درجه نهاذه . در زمين نيز منطقهء توهّم توان كرد كه اقسام آن بحسب اقسام فلك بوذ .
بس هر كه در زير دايرهء نصف النّهار جندان حركت كنذ كه يك درجه ارتفاع قطب با غايت اقناع آفتاب با كوكبى ديكر كمتر يا بيشتر شوذ ، آن كس مقدار يك درجه از زمين قطع كرده باشذ . و جون آن مقدار را در سيصذ و شصت ضرب كنند . مساحت منطقهء زمين
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 273
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٢٧٣