اندرون بذن بذو و ازو معلوم ميشوذ . و جون جنين بوذ ، بموجبى كه كفته شذ كه طبيعت ، بوقت استراحت بتدبير بدن و دفع مرض مشغول مىتوانذ شذ . اكر او را در آن باب قدرتى بوذه باشذ ، احوال و آثار آن در آن بول ظاهر شوذ ، و اكر نبوذه باشذ آثار عجز ظاهر شوذ . و آن را بوجوه اعتبار توانذ بوذ از آن جمله : يكى قوام ، يكى رنك ، يكى حدّت ، يكى رسوب ، يكى زند .
بموجبى كه مشروح و مفصّل در كتب اطبّا درآمذه ، و هر يك از آن قابل اشدّ و اضعف توانذ بوذ . جون روز بروز طبيب آن را در نظر آرذ ، در هر يك از آن جون تفاوتى يابذ . امّا در ردأت ، و امّا در جودت . اكر ميل بردأت داشته باشذ ، توانذ بوذ كه رنج مستولى بوذه باشذ ، و طبيعت مقهور . و اكر ميل بجودت داشته باشذ ، استدلال كنذ بر آنجه طبيعت قادر بوذه ، و مرض مقهور .
و هر جند كفتيم كه : طبيعت بوقت استراحت بر آن قادرتر بوذ ، اكر در غير استراحت نيز بر آن قادر بوذ ، معلوم شوذ كه قدرت طبيعت تامّ است و در همه وقتى قادر ، و مرض در همه حالتى مقهور . بس هر جند اعتبار آن را زيادت بوذ ، كه بعد از استراحت باشذ ، لكن اكر در اوقات مختلفه نيز بينند ، تا احوال آن بموجبى كه ذكر رفت هم در حالت استراحت طبيعت ، و هم در حالات تورّع او بدانند . لا شكّ اغراض و مطلوبات مذكوره بهتر معلوم شوذ . و در آن هيج خللى متصوّر نيست ، لكن بايذ كه از آن غافل نباشند كه اكر آن شخص در روز آب بسيار يا جيزهاء صبغ يا نفاخ زيادت خورده باشذ ، لا شكّ بذان واسطه تفاوت كنذ ، بايذ كه در موازنهء آن غلط نكنذ .
و اكر بموجبى كه در قارورهء بامداذان رسوب بوذه باشذ ، در قاروره باوقات مختلفه كم و بيش رسوب بوذ ، محقق دانذ كه هم در حالت استراحت ، و هم در اوقاتى كه باحوال خارجى مشغول و متوزع است ، قدرت او بر دفع مرض و اخلاطى كه سبب آن مرض بوذه باشذ وافى و مستولى است . و جون اين معانى معلوم كردذ ، موجب استظهار و اتّفاق طبيب بر نهضت طبيعت و انحطاط مرض توانذ بوذ . و در معالجت جرأت او زيادت شوذ ، و بفضل بارى تعالى معالجت او منجح توانذ بوذ . بس بايذ كه در همه اوقات مختلفه قاروره را در نظر آرند ، جون در آن فايده هست و خلل نيست . و السّلم .
ديكر : دوستى سؤال كرد ازين ضعيف كه : جون مىبينيم كه رنجى
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٢٦٣