تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
[ 141 ]

ذيل رسالهء لطايف طبّى

در عشر اوسط از جمادى الآخر سنة عشر و سبعمائة هجرى بنده كمينه ابو المنى بن ابى المحاسن المعروف شمس نفيس از بندكى حضرت مخدوم جهانيان صاحب صاحب قران ، المؤيّد بتأييد الرّحمن ، سلطان الوزرا و الفضلاء و الحكماء فى العالم ، الّذى فاز بالكمالات النّفسانيّة و السّعادات الابديّة السّرمديّة ، صاحب النّفس الزكيّة و الاخلاق الملكيّة ، رشيد الحق و الدّنيا و الدّين فضل اللّه على العالمين ، ظلّ اللّه فى الأرضين ، قطب الاعالى ، فلك المعالى ، اعزّ اللّه انصار دولته و ضاعف افراد نصرته . در آن وقت كه ذات شريفش را ، حوشى من الآفات ، عارضه لقوه و وجع مفاصل طارى شذه بوذ ، سؤال كرد كه : متقدّمان از اطبّا جنان‌كه علم شريف مخدوم ، عزّ نصره ، بذان محيط است ، جنين تدوين كرده‌اند كه آب كه : بر طبيب عرض كنند ، نخستين آبى بايذ كه مردم بعد از بامداذان ، نوم طويل خواهند كه بريزند جه كيلوس جون در جانب مقعّر جكر صورت غذائيّت كرفته ، خون كردذ بجانب محدب شوذ ، و آبى كه خورده باشند ، بعضى آنجا از خون جذا شوذ ، و بعضى بماند ، تا قوام خون را رقيق كردانذ ، و بمصاحبت آن در عروق دقاق كذر توانذ كرد . بس بعد از آن كه خونى كه جهت غذائيّت باعضا بيوندذ و جزو بدن شوذ مائيّتى كه با آن بوذه باشذ ، هم بذان راه كه رفته باز كردذ . منفذ اجوف بر ره كذر بول و رك كه آن را الطّالعين خوانند ، بكردها ريزذ ، و از هر دو كرده در آن ركها كه ببرايج موسوم‌اند ، بمثانه و از آنجا مردم بوقت احساس بيرون ريزند . اعتبار آن آب را توانذ بوذ ، جه از آن آب بواسطهء اين مرور احوال جودت و ردأت هضم و غلبهء اخلاط و غلظ و رقّت و حرارت و برودت و خامى و نضج موادّ و ديكر حالات بدن كه به نسبت با آن قابل اشدّ و اضعف باشذ ، معلوم توان كردن . بنابراين مقدّمات نشايذ كه در سهر و بر عقب غذا و در وقت كرسنكى و اثناء فكر و حالاتى ديكر كه از تقرير آن اينجا مستغنىايم ، گيرند . جه در سهر بسبب بىخوابى طبيعت از تجويد هضم قاصر مانذ ، و غذا را خام باعضا رسانذ و آب از غذا خام بازكردذ . و بذان سبب بول ، بارهء تيره و سبيذ رنك باشذ و بارهء جهت حركت حرارت مصبوغ بماند . و بر عقب غذا جهت آنكه حرارت روى باندرون نهذ و بهضم مشغول شوذ ، سبيذ رنك نمايذ ، و فكر