بذكر در نيز احتياج ندارذ . بعد از آن باذشاه اسلام خلّد ملكه ، فوايد بسيار فرموذ . و از آن جمله يكى اين بوذ كه مدينه مشتمل باشذ بر انواع جيزهاء بسيار . امّا اكر آن را درى كشوذه نباشذ ، كه در آنجا توان رفتن ، بر آن فوايد جكونه اطلاع توان يافت ؟ و از كجا دانند كه در آن مدينه جيست ؟ و آن جيزهاء متنوّع از آن مدينه جكونه بيرون توانند آورد ؟ و از آن جكونه فايده توان كرفت ؟ و بعد از آن فوايد و نصايح متكثّر فرموذ .
و جون بندهء حضرت در آن آذينه جهت درد باى از سعادت حضور به حضرت ، و ادراك ثواب جمعه و جماعت محروم مانده بوذ ، و بعد از جند روز ببندكى حضرت رسيذ ، و آن كلمات روحبرور كه رفته و فرموذه بوذ ، با اين بنده بازراند . بعد از آنكه از آن مستفيد كشت . بنابر آنكه عموما اجازت رفته و حكم يرليغ همايون بنفاذ بيوسته كه آنجه فوايد انفاس شريفه بشنوذ يا بذو رسذ ، در قلم آرذ . و خصوصا درين باب اشارت عليّه بنفاذ بيوست كه اين فايده را ثبت كنذ . بعد از آنكه عرض داشت كه : خلاصهء آنجه ديكران را درين باب روى نموذه يا در خاطر آمذه آنست كه باذشاه اسلام ، خلّد ملكه ، فرموذ ، و در آنجه تردّد كه : « كلام الملوك ملوك الكلام » . لكن به حكم اشارت عليّه جهت بسط و ايضاح و تقويت آن فوايد ، آنجه اين بندهء كمينه را در خاطر آيذ هم اضافت كرده بنويسذ .
اكنون امتثال فرمان مطاع را مىكوئيم : فوايدى كه از انفاس شريفه استماع افتاذ آنست كه شرح داذه شذ . و در آنجه آن ايراد كه فرموذه ، و استدراك كه اشارت بذان ارزانى داشته ، و فوايدى كه افادت كرده ، دلالت بر تأييد الهى و حسن عقيدت دارذ ، هيج تردّدى نه . و فحوى : « ارباب الدّول ملهمون » در غايت وضوح است . و آنجه اين بندهء ضعيف بندهء دولتخواه را در خاطر آمذه بر سبيل ايضاح و تقويت آن بحقيقت ، هم از آن فوايد انفاس شريفه ، استفاده كرده ، آنست كه من بعد در قلم مىآيذ . و آن را بر سبيل سؤال و جواب بعد از تمهيد مقدّمه مىكويذ تا بيان حقايق آن بر وجهى كه عقل قبول كنذ و نقل مناسب آن باشذ كرده و كفته شوذ .
امّا مقدّمه .
مقدّمه مىكوئيم : آن مشتمل است بر سه فايده :