فايدهء اوّل : مىكوئيم كه : كسانى كه اين حديث نبوى مذكور شنوند يا معتقد آن باشند يا معتقد نباشند . و برين تقدير يا معتقد تمامت آن باشند ، يا معتقد بعضى . و تقرير و بيان اين بر وجهى بايد كرد كه عقلا هيج يك طايفه را بر آن ايراد و اعتراض نباشذ . بلك ايشان را بضرورت قبول بايذ كردن .
فايدهء دوم : مىكوئيم كه : هر سخن كه نبى عليه الصّلاة و السّلم فرمايذ ، بحسب معنى بهترين و راستترين سخنان تواند بوذ ، و آنجه فرموذه كه :
« اوتيت جوامع الكلم » اشارت به اين معنى توانذ بوذ ، و بحسب لفظ فصيحترين عبارات . و آنجه فرموذه كه : « انا افصح من نطق بالضّاد » اشارت بذين معنى است . و جون سخنان او بحسب لفظ و معنى در بهترين مراتب است ، و از شوائب خطا و غلط محفوظ و مصون بايذ كه از شبههء اعتراض عارى و برى باشذ .
فايدهء سوم : آنكه جزو جيزى نشايذ كه شخصى ديكر را باشذ از آن نوع و اين معنى ظاهرست .
و امّا سؤال مىكوئيم : رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرموذه :
« انا مدينة العلم و علىّ بابها » .
تقرير معنى آن بر وجهى بايذ كرد كه همه طوايف قبول كنند ، بنابر فايده اوّل . و نشايذ كه در لفظ و معنى آن خلل باشذ ، بنابر فايده سوم . و جون جنين باشذ برين حديث شبههء اعتراضى وارد باشذ ، جهت آنكه جون فرموذ كه : « انا مدينة العلم » و مطلقا مدينه بخوذ حواله كرد . جزوى از آن مدينه كه بابست مناسب نباشذ بغيرى حوالت كردن و كفتن كه « و على بابها » . جه امكان ندارذ . جنانكه بيان كرديم كه جزوى از اجزاء جيزى شخصى ديكر باشذ از آن نوع ، و اكر اين ممكن باشذ ، بس آنجه ديكرى نيز مىكويذ كه ديوار آن با سقف آن يا زمين آن يا جزوى ديكر از اجزاء آن بايذ كه ديكرى باشذ ، و بديكرى حوالت باشذ ، هم ممكن باشذ . و اكر در جواب كه مدينه بر آن همه مشتمل است توان كفتن كه بر باب نيز مشتمل است . جنانكه باذشاه اسلام ، خلّد ملكه ، بذان اشارت فرموذ . و نشايذ كه بر حديث نبوى كه بهترين و راستترين و فصيحترين كلام باشذ ، شبهه و اعتراض وارد بوذ [ 136 ] .
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٢٥٢