تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
درست زيارت بزركى دريابذ ، و التماس و حاجتى از آن نفس كامل خواهذ ، به مقدار قوّت و قدرت آن بزرك كزارده كردذ . و آنجه بعضى را اثر آن معلوم نشود نه از آن باشذ كه نبوذ ، بلك از آن باشذ كه اثر آن بستر افتذ بوجهى كه او را معلوم نشوذ . و مثال آن جنان بوذ كه در دنيا جون كسى خدمت شايسته از آن بزركى مىكنذ ، و او بسنديذه مىدارذ ، لا شك اثر آن مىباشذ . بعضى آنكه در حال ، انعامى در عوض آن مىآيذ ، و بعضى آنكه اثر آن در خاطر او مىباشذ تا من بعد در حقّ او احسان ميكنذ ، و اكثر بدين وجه مىباشذ ، و اين قسم اقوى و اعظم باشذ از قسم اوّل ، جه قسم اوّل مانند اجرتى از آن عمل است كه در حال بذو رسانند . و آن محقّرى توانذ بوذن ، و اكر معظّم باشذ بنادر بوذ . قسم آخرين در اكثر صور واقع بوذ و اعظم باشذ . و هم بذين تقرير و مقدّمات كه كفته شذ ، معلوم ميشوذ كه : جندان‌كه ميل و التفات و تعلّق نفوس كاملان كذشته با نفوس كسانى كه در دنيا باقى باشند زيادت بوذ ، همت ايشان با ايشان بيشتر بوذ . و ازيشان مدد و فوايذ متنوّعه بذيشان زيادت رسذ ، خصوصا كه نيّت صافى و صدق دل ازيشان استمداد كنند . بموجبى كه كفته شذ ، و اسباب ميل و التفات و تعلّق نفوس كاملان كذشته با نفوس كسانى كه در دنيا باقى باشند ، بجند وجه توانذ بوذ ، و هر وجهى از آن قابل اشدّ و اضعف ، جه آن امور نسبى و اضافى است . و آن وجوه متنوّعه نسبى و اضافى را تقرير بايذ كردن تا بر كيفيّت احوال هر يك از آن وقوف حاصل آيذ . كوئيم : اسباب ميل و التفات و تعلّق نفوس كذشتكان و غير كذشتكان به همديكر مطلقا از سه قسم خالى نبوذ . قسم اوّل : آن باشذ كه بواسطهء خدمتى شايسته ، و التماسى بنيّت راست و صدق دل ، از همديگر كنند ، ميل و التفات و تعلّق خاطر باديذ آيذ . و اين آن قسم است كه در سابق بشرح كفته شذ . قسم دوم : آن باشذ كه بواسطهء خدمات شايسته و التماس كى بنيّت راست و صدق دل از همديگر كنند ، ميل و التفات و تعلّق خاطر به همديكر باشذ ، مانند احوال شفقت و التفات و تعلّق بذر و ماذر با فرزندان ، و فرزندان را با ماذر و بذر و براذران و خويشان ، و شوهران را با زنان ، و زنان را با شوهران ، و مشايخ را با مريدان ، و مريدان را با مشايخ و معلّمان را با متعلّمان و امثال آن .