در آن باب در مصنّفات خوذ بجند موضع ادلّه و براهين كفتهايم و ثابت كردانيذه . و جون جنين باشذ بالضّروره اثر نفس انسان قوىتر بوذ ، و بر صادراتى كه مصدر كمال انسان باشذ قادرتر باشند .
و جون معتاد و مشاهد محسوس است كه هر كه در دنيا از بزركى التماسى و توقّع انعامى ، و احسانى و مددى ، يا منصبى و شغلى و عملى دارذ ، تا بذو وسيلتى و تقرّبى نجويند ، و از ايشان معرفتى حاصل نيايذ ، و بصدق و نيّت راست خدمتى شايسته نكنذ ، آن بزرك بذو التفات ننمايذ ، و بر خوذ لازم نشمرذ . رعايت جانب او كردن ، و حاجت او كزاردن ، و اين معنى قابل اشدّ و اضعف توانذ بوذن . جندانكه آن محتاج در تقرّب و محبّت صادقتر بوذ ، ميل و التفات آن بزرك بذو بيشتر ، و التماسات او بنزد او مبذولتر بوذ . و جندانكه كمتر ، كمتر ! و اكر عدم صدق بوذ و آن بزرك بفراست معلوم كنذ ، عدم التفات او بوذ . و اكر نيز سالها ملازم باشذ ، فكيف اكر آشنائى نبوذ ، خوذ بكلّى آن معنى متوقّع نبوذ . و هر جند شايذ كه شخص خوذ را صادق نمايذ و بتزوير و حيل حاجت خوذ را از مخدوم حاصل كنذ . لكن آن به جائى نرسذ ، و بنادر بوذ .
جون كفتيم كه نفوس كاملان در اواخر عهد كه از بدن مفارقت كنند ، اثر و قوّت ايشان بيشتر توانذ بوذ ، و بر مقتضيات احوال خوذ قادرتر باشند ، و جون از بدن مجرّد بوذ كه بوقتى كه كسى ازو استمدادى و التماسى نمايذ بر احوال ضمير و صدق و كذب او ، واقفتر باشند . و تزوير و تلبيس را بنزد او اثرى نبوذ ، و از غلط معرّا و مبرّا باشذ . و با وجود آن كمال قدرت بموجبى كه بيشتر در دنيا بجاه و اقوال [ 131 ] و احوال دنيا ملتفت و محتاج بوذه ، بعد از مفارقت بدن بكلّى آن معانى مرتفع كردذ ، و از آن مستغنى بوذ .
و جون وسيلت شخص بذو بصدق و صفا نيّت بىكدورتى و ريائى معلوم كنذ و مقتضى نفس كاملان اجابت و بذل و احسان بوذ . و بخلى و امساكى كه در دنيا بواسطهء آنكه او نيز باموال و احوال دنيا بوذه آنجا بكلّى مرتفع . لا شكّ آن نفس كامل بىتردّدى اجابت كنذ ، و به مقدار كمال قوّت نفس خوذ التماس او مبذول دارذ ، و تواند بوذن . جه نفس از عالم زمان و مكان نيامذه ، و جون مفارقت كنذ ، هر جند كه از زمان و مكان مستغنى بوذ او را در زمان و مكان اثرى توانذ بوذ . و با صدق استعانت و استمداد نيّت صافى كى از دور و نزديك زيارت كردن را اثرى و فايده توانذ بوذ ، و حقّ تعالى كه آفرينندهء همه مخلوقات و بىنياز مطلق است در قرآن مجيد مىفرمايذ :
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٢٤٣