تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
و بعضى بواسطه باى كه آنجا كه او توانذ رفتن ديكرى نتوانذ رفتن . و بعضى بواسطه كردن كه اين همه آلات و جوارح شريفه را محلّ است . و شرفى كه انسان را هست بواسطهء اين جوارح مذكور است و بواسطهء ديكر جوارح زيادت شرفى متصوّر نه . و بهايم در ديكر جوارح با انسان شريكند ، جنانجه بآلات تناسل و مقعد و غيره انسان مختصّ نيست . بذان سبب جوارح مذكوره شستن كه آن عبوديّتى مخصوص بهر عضوى از آن اعضاء انسان فرموذه است . امّا سبب آنكه جرا سورتى را به نماز مخصوص كردانيذه و فرموذه كه : « لا صلاة الّا بفاتحة الكتاب » ؟ كوئيم : در آن شكّ نيست كه هر جيز كه هست آن را خاصّيّتى هست دون خاصّيّت غير . تا بحدّى كه مىبينيم و مجرّبست كه هر علفى از علفها كه آن عظيم بسيارست خاصّيّتى دارذ دون خاصّيّت غير ، و هر يك از آن علّتى را زايل كنذ . بعضى بطريق اسهال ، و بعضى بطريق قبض . و بعضى بطريق تقويت عضو . و ديكر خواص كه آن عظيم بسيارست تا بحدّى كه خاصّيّت مسهلات كه يك نوع خواصّ است بجند وجه باشذ . بعضى بطريق عصر ، و بعضى بطريق قمع . و بعضى بطريق ازلاق . و بعضى بديكر طرق متنوّعه . و هر يك قسم را از آن باز خاصّيّتى و قوّتى و عملى باشذ دون خاصّيّت و قوّت و عمل غير . جنان‌كه بعضى از آن خلط صفرا . و بعضى بلغم . و بعضى سودا . و بعضى اخلاط مركّبه را دفع كنذ . [ 116 ] و باز هر يك را از آن عمل ديرتر ، و بعضى را زوذتر باشذ . و باز هر يك را از آن فايده و نكايتى باشذ خاصّ بذو ، مانند محموده و حريق و شحم حنظل و انواع ادويهء مسهل ، كه هر جند همه سريع العمل باشند لكن هر يك را منفعتى و نكايتى باشذ . جنان‌كه شحم حنظل كه هر جند خاصّيّت او آن باشذ كه اخلاطى كى در اعماق عروق متمكّن باشذ ، بيرون كشذ لكن آن را در احشا نكايتى بوذ كه متفرّح كردانذ ، و اصلاح آن بكتيرا كنند ، و اصلاح نكايت سقمونيا به آن كنند كه مشوى كردانند ، و على هذا كه امثال آن عظيم بسيار است . و جون صاحب علم طبّ را كه آن جزوى است از اجزاء علم طبيعى در علف و