كوئيم : حلّ شبهت اين معنى آنست كه زمان منسوبست بآفتاب ، و خاصّيّت او از آفتاب .
بس در هر زمينى آنكاه كه او نور بدهذ خاصّيّت او در آن حالت باشذ . و حوالت خاصّيّت ازمان او به نسبت با هر زمينى بحسب نوبت باشذ . مثلا جنانجه باذشاهى بوذ كه قادر باشذ بر عطا داذن و او عظيم كريم و مشفق باشذ بر عموم رعاياء خوذ ، و از صفت كرم او آن زيبذ كه همواره در حقّ همه بذل عطا كرده باشذ و كنذ . و بالضّروره آن عطاها بنوبت ازو صادر شذه باشذ و شوذ ، و هيج كس نتواند كفتن كه باذشاه كريم نبوذ يا با بعضى كرم كرد و با بعضى نه . بلك به همه داذه ، هم كريم بوذه باشذ ، و هم كرم او به همه كس رسيذه . لكن بسويّت داذه باشذ . هر كذام كه به حضرت او رسيذه ، و نظر او بر وى افتاذه در حقّ او كرم كرده باشذ بخلاف زمانى ديكر كه نظر بر ديكرى انداخته و زمان سعادت هر يك آن بوذه باشذ . كه باذشاه نظر برو انداخته باشذ . و در حقّ او انعام فرموذه ، احوال آفتاب و نور او كه زمان هر ولايتى بذان متعلّق است ، همجنين توانذ بوذ .
و حكمت آنكه صاحب شريعت بناء اوقات نماز و روزه داشتن و كشوذن و سر ماهها بر آن نهاذه ازين جهت است ، و بر آن كسى را اعتراض رسذ . و همجنين حكما و منجّمان كه حوالت سعادت و شقاوت شخص با طالع كردهاند و بنياد طالع بر طلوع نور آفتاب نهاذه ، و لا شكّ در هر ولايتى بموجبى كه در مقدّمه بيان كرده شذ ، احوال طوالع مختلف باشذ . بس بايستى كه حكم بر طوالع [ 114 ] نيز مختلف بوذى و نيست ، جه نزد عموم حكما و منجّمان بجند هزار سال مجرّب و معيّن كشته كه خاصّيّت طوالع بحسب طلوع نور آفتابست به نسبت با هر ولايتى . و اين معنى در بحث مذكور برهانى بغايت قويست بنزد اقوام و طوايف مختلفه ، كه همه را قبول بايذ كردن . و بذين تقرير غرض و مطلوب كه كفتيم كه اوقات نماز را بافضل و اكمل زمانى فرموذه درست و راست باشذ .
و تقريرى ديكر آنكه بحسب احوال اشخاص باشذ كه آن نيز هم مناسب تقرير زمان توانذ بوذ و آن آنست كه مطلق افضل و اكمل زمان در فكر و نيّت و حضور قلب ، كه در نماز ضرورتست ، وقتى توانذ بوذ كه ملالت او كمتر و نفس و دماغ او آسوذهتر تا هر جه كويذ و انديشد و كنذ ، بهوس و از سر فكر و بصيرت باشذ ، و بر آن قادر توانذ بوذ ، و بنزد عموم معلوم و محقّق است كه آسايش طبيعت در شب است كه بخسبند ، و حواس ظاهره و باطنه و تمامت آلات و جوارح آسايش يابند ، و هر جند اين معانى بديهى و همه مردم مجرّب و معلوم ، لكن آنجه كفتهاند : « نوم العالم عبادة » مصدّق و مقوى اين معنى است .
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٢١٨