تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
داذه شذ . و جون جهت كمال باشذ ، لا شكّ اكر در زمانى و حالتى بذان مشغول شوند ، كه كمال و فضيلت در آن زمان و در آن حالت زيادت متصوّر بوذ ، بهتر و باكمال‌تر و فاضلتر باشذ ، و غرض و مطلوب بهتر و بيشتر حاصل شوذ . و مقرّر و مبرهن است كه هر زمانى و حالتى را خاصّيّتى باشذ ، دون خاصّيّت زمانى و حالتى ديكر ، بس حكيم با كمال جلّ و علا بحكمت لايزالى خوذ جنانجه مىبايذ تعيين فرموذه ، و هر جند كفته‌ايم كه حقايق و دقايق آن هر كس جنانجه بايذ ندانذ ، و بغور آن نتوانذ رسيذ ، مكر خاتم النبيّين عليه افضل الصّلوات و اكمل التّحيّات كه مرتبهء كمال او تا بذان حدّ بوذه كه فرموذه : « لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل » . مانند آن حقايق جنانجه بايذ او توانذ دانست . و جنان اسرار با او در ميان بوذه و بدست او فرستاذه و بر زبان او آشكارا كرده . و اين بنده ضعيف و امثال او را جه حدّ و محلّ آن كه بر دقايق و حقايق آن جنان‌كه بايذ واقف شوند ، يا بنزد ايشان مكشوف كردذ . لكن هم به حكم اشارت آنجه فرموذه كه : « علماء امّتى كانبياء بنى اسرائيل » و ايشان را اجازت و مجال داذه كه در تفاسير كلام اللّه و شرح احاديث قدسى و نبوى شروع نمايند . و آنجه منقول باشذ بطريق نقل صحيح ، و آنجه معقول باشذ بحدسى كه حق تعالى بايشان داذه ، هر يك به قدر فهم خوذ وجهى دلبذير كويند . تا باشذ كه بعضى از معانى ظاهر يا باطن آن معلوم كرده تقرير كنند . و از بويى كه از آن معانى بمشام هر يك رسيذه باشذ ، بحسب تقريب و مناسبت شمّهء باز كويند ، بوجهى كه نزد عقلا معقول نمايذ و بذان اجازت و رخصت علماء اسلام هر يك در مانند اين معانى شروع نموذه‌اند ، و تقريرات بسنديذه كرده . و لا شكّ درين باب تقريرات نيكو كرده باشند ، و عظيم خوب و بسنديذه باشذ . اين ضعيف نيز مىكويذ جون بيان كرديم كه نماز در ازمان و اوقات كه افضل و اكمل باشذ ، كزاردن افضل و اكمل باشذ . و درين صورت اكر آن فضيلت تنها به زمان حواله مىكنيم خللى بوى مىنمايذ . و آن آنست كه بلا كلام سحركاه سكّان بلاد مغرب نيمروز ، كمتر يا بيشتر سكّان بلاد مشرق بوذ ، و بذين قياس سحركاه و نيمروز و نماز ديكر و نماز شام و نماز خفتن هر اقليمى و ولايتى ديكر تفاوت بسيار دارذ ، و هر جند مقرّر و مبرهن است كه هر زمانى را كمالى و خاصّيّتى دون كمال و خاصّيّت زمان ديكر باشذ ، لكن درين قضيّه آن زمان مضبوط نيست و بر غير مضبوط بنياذ نهادن واقع نبوذ .