تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
و ازين جهت است كه انبيا عليهم السّلم متواضع‌ترين اقوام باشند ، خصوصا خاتم النبيّين عليه من الصّلوات افضلها و من التحيّات اكملها كه در حقّ او فرموذه كه :
« وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »
« 1 » . و ديكر كه : « لو لاك لما خلقت الأفلاك » و با وجود اين شرف و مكانت و منزلت به حضرت بىنياز تضرّع كرده از روى ادب كفته است كه : « اللّهمّ احينى مسكينا و امتنى مسكينا و احشرنى فى زمرة المساكين » . و خلل و اثر تكبّر تا غايتى باشذ كه اكر كسى اندك‌مايه عجبى در خاطر آرذ در حال و ساعت مكافات و مجازات آن ظاهر شوذ ، و اين معنى مجرّب عموم خلايق است ، و تا حدّى كه مغولان كه ايشان را هيج كتابى نيست ، اكر خلل بديشان رسذ اكثر حوالت با آن كنند كه سخنى بزرك كفته‌اند ! و خصوصا در جنك كه آن معركه بزركتر است مطلقا بنياذ بر آن نهند . و اكر در شكار كردن كسى از كشتن صيد محروم ماند ، حمل برين معنى مذكور كنند . و جون ايشان را بواسطهء زيادتى اشغال بذين دو امر تجربه زيادت مىباشذ . اين معنى در آن زيادت معلوم كرده‌اند . و آنجه مشهور است كه كويند جشم زخم رسيذ و مجرّبست آن نيز همين معنى است كه تقرير رفت . و همه را بنياذ بر عجب و تكبّر ، خواه « 2 » حقير و خواه عظيم و خواه اندك و خواه بسيار . و جون تجربهء عموم خلايق برين وجه است ، ممكن نبوذ كه از آن زخم نخورند . و مهمل مانذ . جه درين باب غيرت حقّ عظيم است و حديث قدسى كه در ما قبل كفته شذ مصدّق اين معنى است . و بذين تقرير جندان‌كه در نماز و طاعت مبالغه بيشتر روذ ، بهتر بوذ ، و مبالغتى كه در دين اسلام زيادتست ، و آن را فريضه نهاذه ، ازين جهت است . و آنكه كسى متعمّدا تارك آن باشذ ، او را قتل فرموذه ، همين معنى است . و تا اين معنى كه ذكر رفت شرح ندهند ، همانا هر كس با سررشته حكمت و اسرار آن تأكيد و مبالغه نيفتذ . و حقيقت آن معلوم نكنذ ، و سعى و اجتهاد در آن باب جنان‌كه بايذ در نماز بجاى نيارذ . و اكر نيز بجاى آرذ حمل برين معانى نكنذ .
هامش
( 1 ) - القلم ( 68 ) : 4 ( 2 ) - در اصل لفظ « خواه » مكرّر است .