تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
نهى باظهار بيوسته باشذ . و داغ عبوديّت بر جبين مخلوقات نهاذه ، و ميان خالق و مخلوق و حاكم و محكوم فرق باديذ آمذه و همجنين ميان خير و شرّ و خير و شرّير . و بموجبى كه كفتيم هر كس كه بذين جهار قسم قادر نباشذ او را قادر تامّ نتوان كفتن . و هر جند اين مقدّمه جهت اين بحث مذكور كفته شذ ، لكن بالعرض ، احوال و كيفيّت مسأله جبر و قدر ، عقلا ازينجا معلوم كنند ، و بعضى تردّدات مرتفع كردذ . و نيز بعضى آيات و احكام قرآنى كه بنزد هر كس مشتبه مينمايذ . هم ازين تقرير عقلاء منصف دريابند و شبهات مرتفع شوذ . مقدمهء ديكر : آنكه جون بعضى از صفات بارى تعالى علم و ارادت و قدرت و كرم و رحمت و عدالت است ، به حكم حديث قدسى كه فرموذه كه : « كنت كنزا مخفيّا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف » بايذ كه علم او بذان محيط بوذه باشذ . و همجنين بجميع مخلوقات و مكوّنات تا صفت علم او مفقود نماند و جهت اظهار ارادت بايذ كه جيزها [ 109 ] بيافريند ، بموجبى كه آفريذه تا معنى « فاحببت ان اعرف » بظهور بيوسته باشذ ، و صفت ارادت مفقود نمانده و عبث از آن صفت لازم نيايذ ، و جون با صفت قدرت ارادت يار نبوذ ، نتيجهء ارادت بظهور نه بيوندذ . و غرض حاصل نيايذ . جهت اظهار قدرت مخلوقات را بيافريذ ، تا فيض قدرت او مفقود نمانذ ، و عبث از آن لازم نيايذ و جهت اظهار كرم و رحمت بايذ كه هيج مخلوقى را از شبه صفات خوذ بىبهره نكذارذ تا فيض صفات كرم ، و رحمت او مفقود نمانذ ، و عبث از آن لازم نيايذ . بس بعضى از شبه صفات خوذ به همه مخلوقات داذ و جهت اظهار عدالت تا فيض قدرت عدالت مفقود نمانذ و عبث در آن لازم نيايذ ، بحسب استعداد هر مخلوقى را بعضى از شبه صفات خوذ بحسب مناسبت بطريق اختلاف ارزانى داشت . و بذين تقرير كوئيم : حق تعالى از شبه صفات خوذ بعضى آنست كه به همه مخلوقات داذه ، و بعضى آنكه ببعضى داذه و به بعضى نه ، و بعضى آنكه بهيج كس نداذه . امّا آنج به همه داذه ، مانند ارادت و حيوة و واحديّت و اوّليّت و آخريّت . و ما بيان اين معنى در رسالهء فيض و فيّاض كه در كتاب لطايف مدرج است به شرحى مستوفى كرده‌ايم ، جون آن را مطالعه كنند محقّق بدانند كه بدين