تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
از صفات بارى عزّ اسمه ، بايستى كه هر كس كه درو تكبّر زيادت بوذى ، او نيز كاملتر بودى ، و جون بخلاف آن واقع است ، بموجبى كه هم درين حالت همكنان باتّفاق منكر متكبّر به آن بوذند ، و مجرّب كه هيج صفتى مردم را مخل‌ّتر و مهلك‌تر در دنيا و عقبى از تكبّر نمىباشذ ، جه بنزد عموم خلق ، بغيض‌تر از متكبّران هيج كس نباشذ و حق تعالى در باب متكبّران فرموذه كه . . . « 1 » اكنون موضع سؤال و جاى حيرت اين معنى است ، و همانا كه هر كس با سررشتهء آن نيفتاذه ، و بذين وجه سؤال نكرده ، و جواب كفته نشذه [ 108 ] و اكر كفته ، همانا در كتب نوشته باشند . و اين ضعيف مطالعه نكرده . لكن بتوفيق ايزدى از بر تو درون بر نور فضلا و علماء عصر ، كه حاضراند ، او را روشنى بدل و درون رسيذه ، اين كلمات برفور در خاطر آمذ و تقرير ميكنذ و در جواب سؤال مذكور شروع كرده مىكويذ : مانند اين مسائل عميق و دقيق را بىآنكه مقدّمهء جند بكويند و آن را بامثله و نظاير محسوسه بازنمايند ، نتيجهء كه غرض و مطلوب بوذ حاصل نشوذ ، و تمام بفهم هر كس نرسذ ، بذان سبب بيشتر جند مقدمه مىكوئيم : اوّل : آنكه مقرّر و مبرهن است كه صفات بارى تعالى در غايت كمالست ، و نشايذ كه بهيج وجه در يكى از آن صفات نقصانى بوذ ، و از جمله صفات او ، تعالى و تقدس ، يكى قدرتست . و بايذ كه به همه انواع قدرتها قادر بوذ . تا قدرت تمام باشذ ، و نقصان در آن تصوّر نرفته . و بايذ كه فيوض متنوّعه از آن انواع قدرتها فايض كردذ تا در آن عبث لازم نيايذ . و از آنجه كفتيم كه بايذ كه فيضان فيض آن بطريق لايزالى بوذ ، جنان تصوّر نبايذ كردن كه همه انواع فيوض در يك حالت فايض كردذ . چه اكر برين وجه تصوّر كنند يك صفت قدرت كه :
« إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ »
« 2 » و
« يَحْكُمُ ما يُرِيدُ »
« 3 » است مفقود ماند . فيضان فيض بطريق لايزالى جنان تصوّر بايذ كرد كه همواره بىفيض نبوذ . لكن جون قدرت او تعالى و تقدس متنوّع است كاهى آن نوع قدرت و كاهى
هامش
( 1 ) - در اينجا چهار سطر خالى است و احتمالا مراد آيهء مباركهء« ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ( غافر ( 40 ) : 76 ) بوده باشد . ( 2 ) - الحج ( 22 ) : 18 ( 3 ) - المائدة ( 5 ) : 1