تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
اين همه امثله و دلايل و نظاير كه كفته شذ واقع و ظاهر و روشن يابند و مطلقا احوال انواع ياغى بموجبى كه در همه صور مشاهده مىروذ در احوال رنجها تمامت متصوّر و مشاهد و مجرّبست و احوال بحارين هم ازين قبيل است و در آن لطايف و بحث بسيار و اين موضع احتمال شرح آن ندارذ جه مبسوط بايذ كردن تا تمام مفهوم شوذ و مطوّل كردذ . بس بذين تقرير و بيان و دلايل و امثله واضحه جكونه شايذ كه طبيعت را متحيّر كويند ؟ همانا اكر مردم مانند طبيعت ايشان عاقل بوذندى ، از صذ غلط و سهو و سوء التّدبيرات ، كه ازيشان صادر ميشوذ ، عشرى صادر نكشتى ، و قطعا نشايذ كه تصوّر كنند كه طبيعت متحيّر است و تمييز ندارذ تمييز اندك دارذ . جون مولانا معظم كه استاذ علما و حكماء زمانست ، اين جوابات استماع فرموذ ، بسنديذه داشت و فرموذ كه : اكنون درين باب راى تو بر جيست ؟ كفتم : آنكه اكر اين سخن صحّتى دارذ كه سخن بقراط است ، حمل بر آن بايذ كردن كه ، جون صاحب تجربه بوذه ، و عمرى بسيار و تجربه تمام حاصل كرده ، بتجربه اين معنى دريافته باشذ . و هر جند داود پيغمبر عليه السّلم خوش‌آوازترين مردم بوذه و كاملان خوش‌آواز بسيار بوذه و هستند ، لكن شايذ كه او موازنه كرده باشذ و برين وجه يافته ، و تجربه دليل قوى است . پس ازو قبول بايذ كردن ، و انكار نكردن و آنجه سبب آن جكونه و بر جه وجه باشد ؟ . كوئيم : اكثر مردم عاقل از آنكه آوازى بلند برآورند و بىدهشت جيزى خوانند ، محترز باشند ، و اكر خوانند از شرم آواز ايشان مخبّط شوذ . و جون عقلا مختلف الاحوال توانند بوذ بعضى را آن حال واقع نكردذ ، و لا شك هم در عقلا و هم در غير عقلا باسباب خارجى خوش‌آوازان باشند . آنجه قطعا در عقلا خوش‌آوازان نباشند ، ممنوع است . و آنجه در غير عقلا خوش‌آوازان زيادت باشند شايذ كه بذين سبب باشذ كه تقرير رفت . و هر جند اين معنى بنزد من واهى است و راى بر آن تمام قرار نمىكيرذ ، لكن حاليا عجالة الوقت را درين مجلس كه مشغله و مشغولى تمام هست ، طبيعت زيادت ازين مسامحت نكنذ ، و يقين كه صوتى كه آن خوش باشذ كمالى توانذ بوذن نه نقصان . و بجه وجه معين شوذ كه كمالى معين در ناقصان زيادت از آن باشذ كه در كاملان من بعد اكر توفيق باشذ بهتر ازين انديشه روذ از آن كاه تا اين تاريخ اتفاق نيفتاذ كه در آن باب