بوذ ، يكى ازيشان موسيقى بياموزذ ، آواز آنكه موسيقى آموخته باشذ ، خوشتر بوذ . بنزد بعضى جنان متصوّر بوذ كه سعى را در خوشآواز مدخلى هست ، لكن نجنانست ، جه آن خوشى ، بواسطه علم موسيقى و برده و اصول آنست نه بواسطه آواز . جون جنين باشذ محقّق كردذ كه سعى را در خوشى آواز مدخلى نيست .
و آن سعى در خلقت مانند آنست كه شخصى را حقّ تعالى درازبالا آفريذه باشذ ، و يكى را كوتاه بالا . و سعى را در آن مدخلى نمىباشذ . هر جند درازبالا كه از حدّ اعتدال در نكذشته باشذ ، بدن را كمالى باشذ ، و كوتاهى بخلاف آن . و همجنانكه مطلقا درازى و كوتاهى مخصوص نيست بعلما و حكما و عقلا و زيركان و كاملان . جه عالمان و حكيمان و زيركان و عقلا و كاملان ، بعضى كوتاه بالا بوذه و هستند . اكر اين كلمات منحصر بوذى ، در درازبالائى بالائى ، بايستى كه اين معانى در كوتاه بالايان واقع نشذى و هست . لكن غالبا مزاج كه باعتدال نزديك باشذ در مردم درازبالا كه مردم معتدل القامه باشند موجود مىتوانذ بوذ . و مردم [ 103 ] كامل را بنادر باشذ كه مزاج از اعتدال عظيم دور افتذ .
همجنين خوشآوازى منحصر نيست در مردم عالم و حكيم و عاقل و زيرك و كامل .
جه خوشآوازى بهتر از ناخوشآوازى باشذ . و جون جنين باشذ از كمالى خالى نتوانذ بوذ ، و كمال بكاملان مناسبتر باشذ از غير كاملان .
و آنجه بقراط كفته كه : كسانى كه ايشان خوشآوازند ، در عقل ايشان نقصانى مىباشذ ، راست نيست ! و بيرار سال جون به تبريز بوذيم مولانا معظّم ملك ملوك الحكما و الافاضل اقضى القضاة و الحكّام فى العالم ، مقتدا و دستور و يگانهء جهان قطب الملّة و الدّين ، دامت معاليه ، بحضور اكابر و افاضل عصر اين سؤال ازين ضعيف كرده بوذ و بجواب كفته بوذم كه :
هر جند سخن بقراط معتبر باشذ ، لكن جون موضع بحث است ، ما مسلّم نمىداريم كه او كفته . و اكر او كفته ، نيك نكفته ، و معقول نيست ! و بجه وجه قبول كنيم كه جنين است ؟ و مولانا معظّم فرموذ كه :
درين باب مولانا معظم استاذ البشر خواجه نصير الدّين طوسى رحمه اللّه ، وجهى خوب و فايدهء لطيف فرموذه ، و آن آنست كه : جون مردم عاقل را دماغ بقوّت باشذ ، هر رطوبتى و فضلهء كه بدماغ متصاعد كردذ ، و بدانجا ريخته ، لا يزال دماغ ايشان آن را از
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١٩٧