تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
محقّق باشذ كه آن جماعت را قدرت تمام نيست . و بذين تقرير كوئيم كه : جون حقّ تعالى در ازل نظر شفقت در حقّ باذشاه اسلام خلّد ملكه داشته ، لا جرم اين همه كرامت و علم و عقل و عدل و حسن اخلاق از حضرتش دريغ نداشته ، و به حكم آنكه اين بندهء ضعيف جهت ذكر جميل باذشاهانه بهر وقت تاريخى و حكايتى كه واقع ميشوذ مىنويسد ، و فايدهء كه از آن حضرت حاصل ميكردذ ثبت مىكند تا نام نيكو باذشاهانه مدّخر مانذ . و اين بندهء ضعيف در مقابلهء صذ هزاران انعام و ايادى و مرحمت و سيور غامشى و نيكوئى ، كه از آن حضرت بوى رسيذه و مىرسذ ، ثناگسترى بجاى آورده باشذ ، و خوذ را نيز در زمرهء بندكان خاصّ كشيذه تا بسعادت دنيوى و اخروى مخصوص كردذ ، بهر وقت از تاريخ و احوال و فوايد كه از آن حضرت صادر كشته ، از هزار يكى و از بسيار اندكى بحسب قدرت و فرصتى كه زمان بذان مساعدت و مسامحت مىكند مىنويسذ . از آن جمله جهت آنكه تا مصدّق اين تقريرات باشذ و شاهدى عدل بوذ ، جند فايده و بحث و بيان باذشاهانه كه در يك حالت فرموذه در قلم مىآرذ ، تا بنزد عموم خلايق واضح و روشن كردذ كه آنجه اين ضعيف تقرير كرد مبالغت نيست . بلك واقع است باضعاف اضعاف . آنجه تقرير رفت ، و عقلا و علما و حكما ازين يك بحث و بيان و مسأله علوم و كمالات باذشاهانه قياس توانند كردن جه نموذار از بحر عمّان كه منبع لآلى است و معادن جواهر ، همان مقدار كفاف بوذ كه بعضى از آن مشاهده كنند . و آن آنست كه : در شب دوشنبه رابع عشر جمادى الاولى سنه تسع و سبعمائة بمقام فراهان تفحّص ماه مىفرموذ و فرموذ كه امشب شب جهاردهم است و مىكوئيم كه تمام است . بطريق سؤال ازين بنده برسيذ كه : جون ماهى سى روز باشذ ، و نيمهء آن بانزده باشذ بس بايستى كه بدر شب بانزده بوذى . جرا ماه شب جهارده را بدر مىكويند ! ؟ . بندهء كمينه بجواب عرض داشت كه : اين معنى باريك است و شرحى بسيار دارذ ، و حساب مطول و عميق . و اهل هيآت و رياضى كه علم نجوم يك جزو از آن است ، ايشان عظيم باريك و به احتياط سخن كفته‌اند و دانسته باشند كه جنين است . و بذان سبب ماه شب چهارده را نام بدر نهاذه باشند . و در حساب ايشان سهو و غلط نباشذ ، مكر بنادر . و اين از