تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
كتب جيزى آموخته باشذ و دانسته از آنجه ازيشان نياموخته باشذ و دانسته . باتّفاق كفتند كه : اين سخن و تقرير از عقل دور مىنمايذ . تقريرى بايذ كه بر جه وجه توانذ بوذ . كفتم : مقرّر و مبرهن است كه آدمى بىعقل و علم فطرى نتوانذ بوذ ، و علم مكتسبى نيز بواسطهء علم فطرى حاصل ميشوذ ، و جندان‌كه علم فطرى بيشتر و بقوّت‌تر علم مكتسبى زيادت‌تر حاصل مىتوانذ شذ . و آنكه شخصى مستعدتر و ديكرى غير مستعدّ باشذ ، اين معنى است . و اين همه تفاوت كمال در اشخاص نبيى تا عامّيى هم بذين وجه است . و آموزندهء علم فطرى بروردكار كه قادر با كمالست جلّ و علا ، و آموزندهء علم مكتسبى بندهء عاجز مسكين ناقص . كه اكر درو نيز كمال تصوّر كنند و مانند قطرهء باشذ با دريا بلك كمتر . بس جكونه آنكه علم از قادر با كمال آموخته باشذ عجبتر شمرند از آنكه علم از غير قادر آموزذ ؟ بل تعجّب آن باشذ كه از غير قادر كسى جيزى آموزذ . و ازين جهت است كه هيج كسرا آن مرتبه و كمال نيست كه انبيا را عليهم السّلم . خصوصا نبى امّى را كه خاتم انبياست ، عليه من الصّلوات افضلها و من التّحيات اكملها كه او بتعلّم از غير محتاج نبوذ جز از بروردكار كه قادر با كمالست . جنانجه در قرآن مجيد فرمايذ كه :
« وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً »
« 1 » . و رسول عليه الصّلاة و السّلم فرموذه كه : « ادّبنى ربّى فأحسن تأديبى » . و تفاخر او و رجحان كمالش بر همه انبيا استغناء او بوذه از تعلّم از ناقصان ، و غايت كمال علم فطرى انسانى برو ختم شذه تا بذان واسطه امّى بوذه و مراتب كمال انسانى را خاتم و خاتم نشايذ كه باشذ ، الّا او كه بذين صفت موصوف بوذه . و هر جند افعال و احوال تمامت مخلوقات يك از يك عجبتر است . لكن فعلى عظيم كه از غير قادرى در وجود آيذ عجبتر از آن نهند كه از قادرى كه اين همه كوهها و درياها و جيزهاء ديكر عجبتر از آن آفريذه است ، و از آن سبب كه مردم همه روزه ازين [ 94 ] قدرتها مىبينند و مىدانند كه آن قادرى با كمالست بتعجّب داشتن از آن مشغول نشوند . و اكر بازيكرى اندك بازى يا حركتى بكنذ ، يا قومى انبوه شهرى يا قلعه يا بركهء بزرك بسازند ، آن را عجب شمرند . جه بنزد ايشان
هامش
( 1 ) - النساء ( 4 ) : 113