« وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ »
« 1 » .
و هر جند حقّ تعالى مطلقا باذشاهان را دانش و كمال و شرفى داذه ، كه بهر كس از اصناف انسان نداذه و مرتبهء ايشان تا بحدّى است كه ايشان را در زمرهء آن آورده كه فرموذه :
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
« 2 » . كسانى كه ايشان را نام و منصب در جنب خذا و رسول فرموذه باشذ ، ازين بزركتر منصبى جكونه تصوّر توان كرد ؟ لكن اين مرتبهء است كه همه باذشاهان در آن شركت دارند ، امّا باذشاهى كه در عقل و علم و عدل و اخلاق حسنه كامل باشذ ، مرتبهء او كاملترين مراتب باذشاهان توانذ بود . و هر جند كفتهاند كه : « كلام الملوك ملوك الكلام » ، يعنى همجنانكه باذشاهان بر مردم باذشاهاند ، سخن ايشان نيز باذشاه همه سخنان باذشاهان باشذ .
و اين بندهء ضعيف رشيد طبيب مىكويذ كه : باذشاهى كه در ميان باذشاهان بذين موجب كه مىبينيم كه در عقل و علم و عدل و اخلاق حسنه جنين كامل باشذ ، كلام مباركش ملوك كلام ملوك باشذ . يعنى سخنان مباركش باذشاه سخنان باذشاهان باشذ . جه هر جند باذشاهان بموجبى كه كفتيم مرتبهء عظيم بزرك دارند ، لكن هر باذشاهى مانند باذشاهى عالم عاقل و عادل و صاحب اخلاق حسنه نتوانذ بوذ ، و اين بيت كه لامعى كفته جهت اين تقرير و بيان مناسب است :
مهتران هستند لكن با كس اين فرهنگ نيست * سنك بسيارست لكن سيم در هر سنك نيست
و بيش ازين اتّفاق افتاذ كه بعضى از جمله فوايد انفاس شريفهء باذشاه اسلام خلّد ملكه كه اين بنده بهر وقت استفاده كرده شنيذه با بعضى از علما و حكماء بزرك تقرير ميكرد . تعجب داشتند و كفتند عجب مىداريم كه جون باذشاه اسلام خلّد ملكه از علوم جيزى نخوانده و كتب را مطالعه نكرده و نياموخته ، جكونه و بر جه وجه انواع علوم بذين باريكى مىدانذ ؟ و بر آن واقف شذه به جائى رسيذه كه جواب همهء علما و حكما مىفرمايذ و هيج كس جواب سخن مباركش نمىتوانذ كفتن .
اين بندهء حضرت ، جواب ايشان كفت كه : آن عجبتر هست كه كسى از علما و حكما و
هامش
( 1 ) - القلم ( 68 ) : 51 - 52
( 2 ) - النساء ( 4 ) : 59