تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
صادر نشوذ . و ارادت بعضى عشّاق كه بسخن و ارادت دوست تا حدّى حركت نمايند كه خوذ را در ميانه نبينند و كويند :
مستغرق ياذت آنجنانم * كم هستى خويش شذ فراموش
و جون دوستى و عشق زيادت كردذ جنان شوذ كه از حركات عنيفه متأذّى نكردذ ، و مدد حركت و قوت او از معشوق باشذ و جون صدق و دوستى تمام و كمال بايذ ، دوست او را بىحركت آويزذ ، و مصدّق اين تقرير قوله تعالى :
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى »
« 1 » . و بذين تقرير بارادت خوذ فحسب آن حركات نكرده باشذ ، بل اكثر بارادت دوست خوذ كرده باشذ بمشاركت ارادت خوذ ، تا آن حركت از آن لازم آمذه . و بعضى باشذ كه بعنف باشذ . و به حكم اشارت حكّام و باذشاهان ، و او در آن مكره باشذ . و هر جند شايذ كه بعضى كويند كه آن از قسم قسرى است ، امّا نيست . جه قسرى آن باشذ كه او را در آن قطعا اختيارى نبوذ ، جنانجه آب كه آسيا را كردانذ يا شخصى را ريسمان در كردن كرده به زور كشذ و زور او بذان وفا نكند كه نروذ و درين صورت قدرت آن دارذ كه آن حركت نكند هر جند او را خطر باشذ . و در صورت مطلق قسرى بر خلاف اينست . و اكر كويند كه جرا نشايذ كه اين قسم را از اقسام قسرى نهند ؟ كوئيم هر جند مناسبة ما دارذ ، لكن بارادى نزديكترست از آنجه بقسرى . جه علّت مرتبه او ارادتست ، بموجبى كه شرح داذه شد . و آنجه كفتيم كه در حيوانات نيز مىباشذ ، آنست كه همواره حيوانات را كار مىفرمايند و با آن ارادة ما دارند ، جه آنج ارادت ندارند آن مىباشذ كه باسباب بسيار بازمىايستذ و فرمان نمىبرند و اين معنى قابل اشدّ و اضعف است بوجوه مختلف [ 89 ] . وجه دوم : حركت بارادت مع الاختيار و القدرة : و آن از جند صورت خارج نيفتذ . يا آن باشذ كه حركات مختلفه باشذ ، جهت مطالب مختلفه ، يا يك حركت باشذ جهت يك مطلوب . و شرح و تفصيل و احوال آن بسيارست . و
هامش
( 1 ) - الاسراء ( 17 ) : 1 .