آن حركت نيز ارادى نيست ، جه با عدم شعور بذان صادر شذه . و ازين جهت آن حركت طبيعى باشذ . جنانجه بر بالا تعريف كرده شذ .
اكر قايلى كويذ : كه تو حركات حياتى كه در عقب اين شرح خواهى داذن قسمى ديكر نهاذى و اين حركات كه در طبيعى ذكر كردى ، بعضى آنست كه بحياة تعلّق دارذ .
كوئيم : فرقست ميان آنجه بحركات فحسب تعلّق دارذ ، با آنجه بحياة تعلّق دارذ مع الحواسّ ، با آنجه مع العلم و العقل نيز باشذ .
وجه سوم :
آنكه در نبات باشذ و آن در حيوان و انسان نيز باشذ و آن حركت نشو و نماست .
وجه جهارم : آنكه در جمادات باشذ و آن ميل مركز و محيط است ، و آن هم در نبات و هم در حيوان و هم در انسان باشذ .
امّا حركت كه مخصوص باشذ بحياة و آن مؤلّفست . و آنجه بلفظ مؤلّف كفتيم و مركّب نكفتيم ، جهت آنست كه كفتيم كه مخصوص است بحياة . و باصطلاح اجتماع روحانيّات و احوال آن بلفظ ايتلاف و تأليف تلفّظ مىكنند . و اجتماع اجسام سفلى بلفظ مركّب ، و ازين جهت است كه شيخ ابو على سينا رحمه اللّه در تعريف نبض كفته كه : « النّبض حركة من اوعية الرّوح مؤلّفة من انبساط و انقباض لتدبير الرّوح بالنّسيم » . و نكفته :
« النّبض حركة مركّبة » . و اين حركت مخصوص بحياة مؤلّف مانند حركت نبض و حركت اضطرابى و آن بر دو وجه متصوّرست : مختلف غير مختلف .
قسم اوّل : مختلف : مانند حركت نبض كه آن در انبساط و انقباض مختلف بوذ ، و آن اختلاف و اقسام بسيار است ، و قابل اشدّ و اضعف ، هم در تفاوت و هم در سرعت ، و هم در ديكر كيفيّات ، جنانجه اطبّا در احوال نبض بشرح كفتهاند و ما اينجا شرح آن نمىدهيم [ 88 ] تا مطوّل نكردذ خصوصا كه اينجا بذان زيادت احتياج نداريم .
قسم دوم : غير مختلف : كه زمان انقباض و انبساط و حركات آن متساوى باشذ ، و آن نيز در سرعت و لا سرعت و قوّت و لا قوّت و ديكر احوال و كيفيّات كه بذان تعلّق دارذ ، قابل اشدّ و اضعف است . جنانجه اطبّا شرح داذه ، و حركت اضطرابى كه در سابق ياذ كرده شذ ، مانند حركات كسى كه از غايت درد حركات كنذ ، و مانند آنكه جون كوسفند را بكشند حركات اضطرابى ازو صادر شوذ ، و آن نيز دو حركت مىباشذ . جه دست و باى مىزند و
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١٦٩