آن دو حركت است : نوبتى با خوذ ، مىكشذ و نوبتى دور مىكنذ ، مانند انقباض و انبساط و استماع افتاذه ، كه از جمله ماران ، نوعى هست كه زهر آن عظيم تيز است و نكايت آن آنكه جون كسى را بزند ، از اضطراب جندان بدوذ كه بيفتد و بميرذ .
و آنجه در مقدّمه ياذ كردهايم در آنجه كفتيم كه بعضى از حركات مؤلّف است و آن مخصوص است بحياة . و غالبا بىهمديكر نمىتوانذ بوذ و اين قيد غالبا كه كردهايم جهت آنست كه هر جند نبض مؤلّف است از دو حركت از انبساط و انقباض . و همجنين حركت اضطرابى كوسفند كه مىكشند ، لكن در آن حالت كه شخص مىميرذ و نبض او ساقط ميكردذ در آن حالت كه جان ازو جذا شوذ يا در حالت انبساط باشذ يا در حالت انقباض . بس آن حركت آخرين يكى بوذه باشذ . و همجنين در وقت آنكه كوسفند كشند .
دست و باى زنذ . آخرين حركتى كه بكنذ يا آن باشذ كه دست و باى با خوذ كشيذه باشذ يا دور كرده . بس حركت ، آخرين دو نبوذه باشذ بل يكى مثلا جنانجه تصوّر كنيم كه جفته جفته مىباشذ ، يا طاق باشذ و ممكن است كه در وفات جفته باشذ و ممكن كه طاق . اكر طاق باشذ آخرين مفرد بوذه باشذ .
امّا حركت ارادى : و آن مستفاد است از فاعل به اختيار و شبه آن صفات مذكور ، و اين حركت در جيزى متصوّر بوذ كه حيوة داشته باشذ . و اكر قايلى كويذ كه : جون حركت حياتى على حده كفتى بس فرق ميان آن جكونه باشذ ؟ كوئيم : آن لازم حيوة است فحسب ، و اين تابع اختيارست و آن تارة مع العقل و العلم باشذ و تارة مع الحواسّ فحسب .
و لا شك آنج عقل و علم بذان لاحق باشذ ، حركات ايشان شريفتر و كاملتر باشذ ، و فرق ميان حركات حيوانات و حركات انسان بدين وجه است . و اين حركات مذكوره بر دو وجه متصوّر بوذ .
وجه اوّل : حركت بارادت مع التّخيير .
وجه دوم : حركت بارادت مع الاختيار و القدرة .
امّا وجه اوّل :
حركت بارادت مع التّخيير : و آن هم در انسان و هم در حيوان متصوّر است .
در انسان جنانجه كسى جهت ارادت دوستى حركتى نكند ، كه جملكى انديشه و مقصود او ارادت دوست و رعايت جانب او باشذ لكن ، تا او را ارادتى با آن يار نبوذ ازو آن حركت
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١٧٠