تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
فرموذه باشذ ، و عبث نتوانذ بوذ . لكن بعضى آن باشذ كه هر كس فهم نتواند كردن ، و اسباب آن دانستن و بعضى آن كه فهم نتوان كردن و اسباب آن دانستن و بعضى آنكه فهم نتوان كردن و اسباب آن مخفى بوذ ، و ادراك هر كس بكنه آن نرسذ . جاره آن باشذ كه كويند :
« سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ »
« 1 » و اللّه اعلم و احكم . جواب سؤال جهارم : كه مولانا معظّم شمس الدّين جوهرى دام فضله كرده و كفته كه : حركت بر جهار قسم است : حركت بارادتست ، و حركت بطبع ، و حركت بقسر ، و عرض ، حركت نبض معلوم نيست كه از كدام قسم است ؟ بيان فرمايند . كوئيم و باللّه التّوفيق كه : ايشان برهانى ندارند ، كه حركات منحصراند در جهار و اكر نيز دانسته باشند ، جون ما حركتى ديكر باز نمائيم غير آن . برهان ايشان منتقض شوذ و حصرى كه كرده باشند باطل باشذ . اكنون تقرير احوال حركات بر آن وجه است ، و بعضى آنكه حركتى كه در بعضى احوال حركات مركّب ميشوذ ، حركتى ديكر لازم مىآيذ . جنان‌كه از حركت قسرى حركت طبيعى لازم مىآيذ . جنانجه اكر سنك بر هوا اندازند از آن حركت قسرى لازم آيذ كه بطبيعت بازبس آيذ . جه اكر آن حركت قسرى نبوذى ، آن حركت طبيعى صادر نشذى و حركت ارادى كه ، در حالتى مثلا بجانب راست روند ، و در حالتى بجانب جب ، و شايذ كه سنگى كه بر هوا اندازند ، هنوز تمام بر بالا نرفته باشذ كسى تيرى يا جوبى بر آن زند ، هم بطريق قسر آن را از راه به بالا برشذن بازدارذ و بجانبى از جهار حدود روذ . يا آنكه از بالا سنگى به زور فرو اندازند . هر جند به حركت طبيعى نيز به زير آمذه باشذ لكن جون بقوّت به زير اندازند ، حركت قسرى نيز با آن يار شذه زوذتر فرو آيذ و على هذا . و هر جند اين اجتماعات و اقسام ميان حركات مىيابيم ، لكن جهت نبض ازين جمله حركات مذكوره نيست ، جه آن را نه بر آن وجه مىيابيم .
هامش
( 1 ) - البقره ( 2 ) : 32