تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
تحليل ميكنذ ، و بخر و بارد تبريد . تا نباذا كه مادّه را بيكباركى ردع كنذ . و در حميّات عتيقى ريوند جينى و آب كاسنى استعمال كنند تا بخر و حارّ تفتيح كنذ و بخر و بارد تبريد ، و همجنين كلشكر و سكنجبين و كلاب ، كه جزو لطيف كل سرد است و جرم كل كرم ، و ديكر ادويهء حارّه و بارده نه برين وجه است لا جرم آن را تركيب ثانى باصطلاح نام كرده‌اند . قسم جهارم : تركيب معاجين و غيره كه آن را نيز باصطلاح اطبّا مركّبات مىكويند . قسم بنجم : اجتماع آلات و جوارح ابدان حيوانات و انسان ، كه تا آن مجموعه بهم جمع نرود و با همديگر تركيب نيابند صورت نوعى آن متصوّر نبود . و بذين تقرير و مقدّمات و تقسيم مقرّر و معيّن شذ ، كه در هر جسمى از سفليّات ، ضرورت باشذ كه مفردات عناصر باشذ تا آن جسم حاصل شوذ . و برهان كفته‌ايم كه البتّه نشايذ كه از جهار كمتر بوذ ، و آن تركيب بطريق اختلاف در كمّ و كيف توانذ بوذ تا اين همه اجسام مختلف از آن باديذ توانذ آمذن . و آن تفاوت نامحسوس تا حدّى است كه در بعضى مواضع در مقدار يك وجب زمين ، جندين نوع علف مختلف اللّون و الطّعم و الطبيعه مىرويذ . و لا شكّ مزاج آن يك وجب زمين به همديكر عظيم مقارب بوذ ، و تفاوتى كه در طبيعت مزاج اجزاء آن قدر تغيير باشذ ، عظيم نامحسوس توانذ بوذ . و ازين معنى و از كثرت اجسام مختلفه محقّق كردذ كه تفاوتى كه در بعضى اجزا و مزاج اجسام مىباشذ ، امّا در كمّ و امّا در كيف ، به نسبت با ديكرى عظيم نامحسوس مىباشذ . و بعضى اجسام كه از مفردات آن دو عنصر كثيف غالب بوذ ، و دو عنصر لطيف ، اعنى جزو نارى و هوائى ، در آن عظيم اندك بل نامحسوس بوذ ، مثل بعضى حيوانات كه مانند سنگ‌اند و در آن حركتى زيادت نه ، و از آن جمله بعضى آنكه به جائى رسذ كه در آن حركت نامحسوس بوذ ، مثل سرطان بحرى كه آن مانند سنك صلب است ، و قطعا در آن تخلخل و تجويف نه . و اطبّا آن را در بعضى مسهلات [ 84 ] جهت دفع اخلاط سودائى غليظ استعمال كنند ، و اصداف ديكر هم ازين قبيل باشذ . لكن در ان بحسب اختلاف كم و بيش تجويفى در ميان آن مىباشد نه در جرم ، آنجه جرم صدف صلب و غيره متخلخل است . و آن جهت آنست كه جزو نارى و هوائى در آن عظيم نامحسوس است و همان قدر