اختصار كلمهء جند بكويذ .
كوئيم : اين ضعيف باصطلاح خوذ ببرهان عقلى و نقلى بجند جاى در مصنّفات خوذ خصوصا در رسالهء فيض و بسيط كه در كتاب لطايف مدرج است ثابت كردانيذه ، كه هيج ممكنى كه آن را تصوّر كنند ، كه بسيط حقيقى است در خارج ، او را وجود نتوانذ بوذ و تا در وجود ممكنات بزوج و همتا و ضدّ و نقيض محتاج كردند ، و فرق ميان خالق و مخلوق بذين وجه محقّق كردذ ، جه وجود ممكنات در خارج بذين وجه ممكن است و مصدّق اين معنى قوله تعالى :
« سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ »
« 1 » .
و جون خواهند كه حقيقت اين معانى به تمام بدانند ، از آن رسالات مطالعه بايذ كردن و بذين تقرير كوئيم كه آب بسيط حقيقى نيست ، و در آن همان قدر شائبه از تركيب هست كه بذان واسطه در خارج وجود او ممكن شذه باشذ . و هر جند باصطلاح بعضى عناصر را بسيط نهاذهاند ، لكن نه بسيط حقيقى ، الّا آنكه آن عناصر مفردات ، اجسام مركّبات سفلىاند . و بموجبى كه ما حضر كرده و در كتب خوذ و باصطلاح خوذ بر سبيل تقسيم ياذ كرده ، مركّبات را بر بنج قسم نهاذهايم :
قسم اوّل : شايبهء تركيبى كه در مفردات عناصر باديذ آمذه تا بذان واسطه در خارج وجود توانسته است يافتن جنانجه در سابق شرح داده شذ .
قسم دوم : تركيبى كه بطريق عموم در تمامت اجسام سفلى هست .
قسم سوم : كه باصطلاح بعضى ، آن را تركيب ثانى ميخوانند مانند كل سرخ و كشنيز تر و ريوند جينى و كاسنى و امثال آن ، كه خواصّ مختلفه در آنست . جنانج از ان هم خاصّيّت تبريد مىيابند و هم خاصّيت تسخين . و از اين جهت باشذ كه اطبّا بر ما شرا هيج طلائى ديكر روا نداشتهاند ، الّا آب كشنيز تر ، جه بخر و حارّ
هامش
( 1 ) - يس ( 36 ) : 36