تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
و جون برين وجه مقرّر شذه باشذ ، و ما مىبينيم كه هيج ممكنى نيست كه بكم و بيش جند خاصّيّت كه بذو متعلّق و مخصوص باشذ نيست ، و آن صفات مخصّصهء او كه معلول او باشذ ، لا شك بذو منتهى تواند بوذ نه به غير . جه آن صفات متخصّصهء او بهيج وجه از وجوه بغيرى تعلّق و نسبتى نداشته باشذ . و جون جنين باشذ كه هر ممكنى را اين صفت كمال باشذ كه او را معلولات خاصّه باشذ كه بذو منتهى كردذ نه به غير ، و آن امرى ممكن بل واقع است . بس بالضّروره بايذ كه آن منتهى شذن كه در هر ممكنى هست كه آن كمال است در علّت اولى باشذ ، و آن علّت اولى يكى باشذ ، جه در علّت وحدت مىيابيم بموجبى كه در سابق بشرح ياذ كرده شذ . و اللّه اعلم و احكم . جواب سؤال دوم : مولانا معظّم شمس الدّين جوهرى دام فضله كه كرده و كفته كى : اتّفاق كرده‌اند كه تقدّم واجب الوجود بر عالم ، تقدّم ذاتى است . و حقيقت اين معلوم و متصوّر نمىشوذ كه بر جه وجه است ؟ آن را بيانى فرمايند . كوئيم و باللّه التّوفيق : تقدّم ذات بر صفات باصطلاح اين ضعيف به تصوّرست نه به زمان ، و ذات بىصفات و صفات بىذات ، بهمهء مذاهب متصوّر نه . جه حكماء فلاسفه نيز كه قايل بصفات نيستند به ايجاب بالذّات قايل‌اند . و جون جنين باشد ، آن نيز صفتى توانذ بوذ جه اكر ايجاب بالذات عين ذات بوذى ، اسم ايجاب بالذات نبوذى ، و اثرى و صفتى بذو حواله نكردندى ، خواه از آن عبارت باسم صفت كنند و خواه نكنند ، و اثبات اين معنى و حوالت قدرت و ديكر صفات به دو تعالى و تقدّس ، و فعل به اختيار بادلّه و براهين عقلى ، هم بقواعد حكماء فلاسفه در سؤال . . . . . . . . . . . . . . « 1 » . كه هم در اين كتاب مدرج است ، ثابت كردانيذه‌ايم . از آنجا مطالعه كنند تا معلوم و محقّق كردذ . و همجنين در بحث مذكور كه بين المذهبين در رسالهء فيض و فيّاض كه آن در كتاب لطايف از مصنّفات اين ضعيف مدرج است ، و بادلّه و براهين نقلى و عقلى ثابت كردانيذه ، جون از آنجا نيز مطالعه كنند ، تا فوايد ديكر معلوم كردذ . و حقّ تعالى جهت نموذار كيفيّت ذات بر صفات و احوال صفات ، مخلوقات را عطيّه صفات ارزانى داشته است . و مصدّق اين معنى قوله تعالى [ 82 ] :
« وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ »
« 2 » .
هامش
( 1 ) - در اصل جاى « سؤال » خالى است . ( 2 ) - الذاريات ( 51 ) : 21