جواب كوئيم كه : آن نيز عين قدرتست ، جه قادر را ضرورت نيفتذ كه على السّويه همه را عطيّه دهذ ، جه آن منافى قدرتست بخلاف موجب بالذّات كه فيض او البتّه تمام باشذ ، جه مبدأ قدرت تامّ من كلّ الوجوه بوذه باشذ . و هر جه بخلاف آن بوذ نقصان قدرت و عجز باشذ . و ما در تحقيق اين مسأله و جمع بين المذهبين بر وجهى كه دلايل عقلى و نقلى بذان قائم است . و مذهب متكلّم و حكيم را هر دو مناسب و موافق ، در كتاب لطايف كه از مصنّفات اين ضعيف است ، در رساله فيض و فيّاض مبيّن كردانيذه . و اينجا غرض آن نيست ، بلك اثبات قدرتست ، و ديكر صفات و الزام جماعتى كه نفى آن مىكنند ، و ابطال جند قاعده كه بر آن مبنى و متفرّع است ، و از آن اشتباهات و خللها بسيار هم در عقل و هم در دين واقع ، تا آن را مرتفع كردانذ .
مقدّمهء ديكر كه آن نيز مقوّى مقدّمهء اوّل است .
كوئيم : آنجه حكماء فلاسفه كفتهاند و معتقد ايشانست كه ممكنات تابع علّتاند در وجود ، فحسب ، و او تعالى و تقدّس وجودى است مجرّد كه علّت وجود ممكناتست و از صفات مستغنى .
كوئيم كه : جون بمذهب ايشان او موجب بالذّاتست ، بس برين تقدير ايجاب بالذّات هم صفتى توانذ بوذ ، خواه آن را باصطلاح صفت كويند و خواه نه . و اكر كويند ايجاب بالذّات عين دانست .
كوئيم اكر ايجاب بالذّات معطى و فيّاض نبوذى با آن همه معلولات باديذ آمذى ، بجه معلوم شذى كه وجودى هست كه آن علّت اولى است ، بلك اسم علّت اولى ، بل حقيقت علّت مفقود ماندى ، جه وقتى كه معلول نباشذ ، علّت جكونه متصوّر بوذ ؟ و حكما قايل نيستند بذانجه او تعالى و تقدس ذاتى است غير موجب بالذّات ، كه معطى وجود ممكنات ذاتى است بىايجاب . و اكنون جون مقرّر شذ كه وجودى ، كه آن را صفات نباشذ ، متصوّر نتوانذ بوذ و ذات يا صفات معطى و فيّاض وجود معلولات است ، و معلول تابع علّت توانذ بوذ ، و بذان سبب است كه استدلال كنند از معلول بعلّت ، جكونه كمالى كه در وجود معلول باشذ در وجود علّت متصوّر نبوذ ، جه اكر بذين وجه تصوّر كنند ، معلول از علّت كاملتر بوذه باشذ .
مثلا جنانج وجود تمامت درياهاء بزرك و كوجك و مصانع و روذخانهاء بزرك و كوجك و
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١٥٠