تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
منتهى شذن اشيا كه بذو متعلّق بوذ ، در علّت نيز باشذ ، بل از آن مستفاذ بوذ ، بموجبى كه من بعد نيز مشروح‌تر ياذ كنيم . و جون برهان مذكور ، درين بحث مذكور ، كه ما مقدّمهء اين بحث ساخته‌ايم ، متعلّق بوذ ، واجب شذ آن را درين موضع نوشتن ، تا هم آن غرض و مطلوب از آن حاصل شذه باشذ . و هم بحث فاعل به اختيار كه آن بحثى كلّى است ، ضمنا از آن معلوم كردذ . و آن اين مقدّمه است كه كوئيم : بنزد حكما مقرّر است كه وجودى كه آن علّت اولى همه ممكنات باشذ ، هست كه آن را واجب الوجود خوانند . و آن موجب بالذّاتست ، و آن ايجاب بالذّات از لوازم ذات اوست . و درين دو قضيّهء مذكور ، ايشان هيج تردّد ندارند و مىكويند كه : او مستغنى است از ديكر صفات ، مانند حيوة و علم و قدرت و غيره . و اكر سائلى كويذ كه : ما درين بحث و سؤال ، طلب اثبات علّتى و وجودى كرده‌ايم كه همه معلولات بذو منتهى كردذ ، و ترا حاليا بر اثبات آن دليل و برهان مىبايذ كفتن درين موضع ، جكونه از تو اين معنى بىدليل و برهان قبول كنيم ؟ كوئيم حاليا قبول بايذ كردن كه معلولات بسيار را علّتى توانذ بوذ كه آن معلولات بذان منتهى كردذ ، و هر كمالى كه در آن معلولات باشذ ، در آن علّت نيز بكمال‌تر از آنجه در معلول بوذ ، باشذ . بل آن كمال كه در معلول باشذ از علّت مستفاذ بوذ . و جون اين قاعده مقرّر است ، ما من بعد بيان كنيم كه آن صفت كمال منتهى شذن در معلولات هست ، و بايذ كه در علّت نيز باشذ ، جنانجه من بعد مبيّن كردذ ، ان شاء اللّه وحده . اكر او آن را حاليا مسلّم نمىدارذ ، آن قواعد و مراتب كه از مطلق معلول بر علّت مطلق بادلّه و براهين مقرّر كرده و خواهيم كردن ، لا شكّ قبول بايذ كرد . مقدّمهء دوم : و همجنين حكماء فلاسفه بذان قايل‌اند كه معلول بايذ كه تابع علّت باشذ در وجود و وجودى كه ممكنات را هست ازوست ، و فيض او بعضى بواسطه ، و بعضى بىواسطه . و لا شكّ همه بذو منتهى و ازو فايض كشته باشذ . و هم ايشان قايل‌اند بذانجه بعضى از ممكنات را صفت ايجاب بالذّات ثابت است . و اين صفت امرى ممكن است و آن را علّتى بايذ . و در سلسلهء علل بواجب الوجود منتهى شوذ . و هرآينه بتبعيّت صفت ايجاب بالذّات باشذ كه او را ثابت است ، جه از قواعد ايشانست كه هر جه معطى صفتى باشذ ، بايذ كه شبه و مناسب او را در ذات خوذ ثابت باشذ ، جه اكر او را با آن صفت مناسبتى و مشابهتى نباشذ ، صدور آن صفت ازو دون غيرها ترجيح بلا مرجّح باشذ . و آن
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 148 | رشيد الدين فضل الله همدانى