تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
اكنون بتوفيق ايزدى در آن شروع كرده ، كوئيم : هر جند توفيق‌دهنده و راه نمايندهء همه كس در همه جيز اوست تعالى و تقدّس . لكن درين مسأله با او بخصوصيّت حظّى اوفر در توفيق كرامت نكنذ ، بسررشتهء آن نتوان رسيذن ، نه از آن روى كه هيج جيز را به حكم :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ »
« 1 » . در وجوب ذات واجب الوجود و وحدانيّت او ، سخنى و تردّدى توانذ بوذ بل از آن روى كه كويند : « سبحانك ما عرفناك حقّ معرفتك سبحانك ما عبدناك حقّ عبادتك » كاملان و عارفان دعاء
« رَبِّ زِدْنِي عِلْماً »
« 2 » ورد خوذ ساخته ، سعى نمايند تا معرفتى و دليلى و برهانى زيادت از آنچه در آن باب ادراك و تصوّر كرده‌اند ، ايشان را روى نمايذ . و جون آن توفيق دست داذه ، روى نمايذ « اللّه اكبر كويان » ديكرباره در معرفت زيادتى ادلّه ، كيفيّت صفات پاك او تعالى و تقدّس كوشند ، و هر دم جنان كاملان را ضرورت باشذ كه بعد از ادراك معانى ، ديكر تكرار « اللّه اكبر » كنند . و آن مرتبهء بس عالى بوذ . و بهر كس نرسذ ، جه آن مرتبهء خاتم النّبيّين [ 76 ] عليه من الصّلوات افضلها و من التّحيات اكملها ، بوذه است ، كه ديكران تابع او شذه‌اند . و او عليه الصّلاة و السّلم با وجود مرتبه و احوال : « لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل » ، حالت او آن بوذه كه در حالت مناجات كى : « المصلّى يناجى ربّه » ، در هر زمانى كه او را از معرفت ذات و صفات ذو الجلالى بهرهء دست داذه ، مكرّر كرده فرموذه كه « اللّه اكبر » . و جون كمالات او نامتناهى است ، با وجود ادراك معرفت او كه دم بدم كرامت رفته آن تكرار مىفرموذه . و هركز صفت و حقيقت « اللّه اكبر » منقضى نكردذ . و بذين تقرير حكما كه ايشان بمثابت قطرهء از دريائى ادراك كرده و كنند ، كجا در آن باب ساكت توانند شذن ، يا علم ايشان بذان توانذ رسيذ ، كه بحثى ديكر بر آن نمايند ؟ لا جرم همواره از سر حيرت در آن باب بحث كنند ، و در جست و جوى باشند تا باشذ كه از معرفتهاء ديكر بتازكى بوئى بمشامّ ايشان رسذ و كويند ، شعر :
بوئى به من آمذ كه جنين مست شذم * بوئى دكر ار بشنوم از دست شذم
هامش
( 1 ) - الاسراء ( 17 ) : 44 ( 2 ) - طه ( 20 ) : 114
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 145 | رشيد الدين فضل الله همدانى