و كويند كه :
در مىكذه مىكشم سبوئى * باشذ كه بيابم از تو بوئى
و سعى نمايند تا دليلى و برهانى ديكر بر وجوب ذات و صفات و بر احوال تعلّقى از آن باديذ كنند كه آن مرتّب و لايق و مناسب باشذ ، و هر جند بنزد همه بىشك كمال وجود ذات و صفات و وحدانيّت او تعالى و تقدّس مقرّر باشذ ، لكن هر كس بر اثبات آن براهين ، بر وجهى كه تمام و لايق باشذ ، قادر نبوذ ، جه حضرت عزّت جلال او عزّ و علا از آن عظيمتر است كه هر كدائى را كه خوشهچين علوم و حكمتها باشذ آنجا كذر توانذ بوذ ، جنانجه شيخ ابو على رحمه اللّه كفته : « جلّ جناب الحقّ ان يكون سريعه لكلّ وارد او ان يطّلع عليه واحد الّا بعد واحد » . و بسيارى از حكما كه آنجا كذر كرده و در آن شروع كرده تا بادلّه و براهين ثابت كردانذ ، و بر آن قادر نشده حال ايشان جنان بوذه كه كفتهاند :
غيرت آمذ بر دلم زذ دور باش * يعنى اى نااهل ازين در دور باش !
تو كدائى رو مكو از باذشا * ور نه بر جان تو آيذ ، دور باش
فى الجمله اين ضعيف كستاخى كرده ، و اعتماد بفضل و كرم بارى عزّ و علا نموذه ، آغاز كرده مىكويذ :
حكماء متقدّم و متأخر ، از متكلّم و غير متكلّم ، در آن باب براهين بوجوه كفتهاند و همه در غايت نيكوئى است . لكن اين ضعيف بوجهى كه اصطلاح خاصّهء اوست ، و او را بتوفيق ايزذى جند دليل و برهان روى نموذه ، مىكويذ و امثله و نظاير باز مىنمايذ ، ان شاء اللّه بسنديذهء علما و حكماء اولو الالباب باشذ ، و برضاء حقّ مقرون ، انّه هو العزيز .
برهان اوّل : كه آن را باوّل الاوّلين ثابت كردانيذهايم و بيش ازين در تفسير
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
« 1 » كه در كتاب توضيحات كه از مصنّفات اين ضعيف
هامش
( 1 ) - النمل ( 27 ) : 30