ايشان طلب دارند .
كوئيم كه : علل و معلولات مترتّب الى غير النّهايه كه موجود باشذ يا واحد باشذ يا كثير . امّا آنج واحد باشذ درين صورت باطل است ، جه غير متناهى در واحد متصوّر نتوانذ بوذ . امّا آنجه كثير باشذ هرآينه متّصف باشذ بكثرتى كه آن كثرت يا معيّن باشذ يا غير معيّن باشذ ، غير معيّن نمىتوانذ بوذ . جه غير معيّن بالضروره در خارج وجود ندارذ ، جه هر جه در خارج وجود دارذ البتّه معيّن باشذ . و معيّن نيز نمىتوانذ بوذ ، جه هر جه كثرتى و عددى معيّن داشته باشذ بالضروره متناهى باشذ . و جون اين اقسام كه از فرض وجود علل و معلولات غير متناهى لازم مىآيذ . باطل شذ ملزوم آن كه وجود علل و معلولات غير متناهى است ، هم باطل باشذ .
و ازين تقرير و بيان جواب شقّ ثانى ازين سؤال هم معلوم ميشوذ . و آن دليل نيز كه برين مطلوب بعضى از متأخّران كفتهاند ، هم تمام ميشوذ و تقرير آن اينست كه كوئيم :
اكر سلسله از علل و معلولات مترتّب الى غير النّهايه موجود باشذ ، لازم آيذ كه عدد معلولات زايد باشذ بر عدد علل آن ، و اين محال است . امّا لزوم اين محال از براى آنكه برين تقدير مذكور هر جه علّت است ، معلول است ، من غير عكس ، جه معلول اخير از آن سلسله معلول است و علّت هيج فرد از آن سلسله نيست . بس عدد معلولاتى كه درين سلسله است بر علل خوذ زايد باشذ ، بيكى بالضّروره . و امّا بيان آنكه اين محال است ، آنست كه عليّت و معلوليّت از امور متضايف است . و هرآينه در ازاء هر علّتى معلولى باشذ و بالعكس . و اين وقتى متصوّر باشذ كه انسان متساوى در عدد .
و اتّفاق جنان افتاذ كه بيش ازين دوستى عزيز در اثبات صانع و وحدت او تعالى و تقدّس سؤال كرده بود و جواب آن كفته بوذيم . جون مناسب اين سؤال بوذ ، و بسيارى از فوايد ديكر هم برهانى و هم تحقيقى ، و هم ذوقى و هم حديثى ، در خور آن مندرج ، لايق جنان ديذ كه آن را نيز در ذيل اين جواب الحاق كرده بر همان صيغت و عبارت به تمام بنويسذ ، تا از فوايد خالى نبوذ ، و آن اينست . و اللّه الهادى .
كوئيم : اين مسأله موقوفست بذانج برهانى قاطع كفته شوذ بر وجود ذات واجب الوجود و وحدانيّت او تعالى و تقدّس كه علّت همهء معلولاتست ، بر وجهى كه همهء معلولات بذو منتهى شوذ . و جون بذين وجه ثابت و مبرهن شذه باشذ ، غرض و مطلوب و جواب حاصل شوذ .
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١٤٤