تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
تمامت درياهاء بزرك و كوچك و مصانع و روذخانهاء بزرك و كوچك و جشمها و باران و برف ، مالاكلام در وجود معلول درياء محيطاند . بعضى بوسائط اقرب و بعضى بوسائط ابعد . اكر كوئيم در وجود ، فحسب تابع دريااند ، و در ديكر صفات از مايعيّت و صفا و بلّت و غيره تابع دريا نيستند ، جكونه متصوّر و مسموع و مقبول و معقول توانذ بوذ ؟ ! بل جنان متصوّر بوذ كه هر كمالى كه در درياء محيط باشد ، به تمام در ديكر آبها و درياها نباشذ ، و از صفات درياء محيط ، بعضى آن باشذ كه در همه آبها بايذ كه باشذ ، خواه جليل و خواه حقير ، اكر خوذ يك قطره باشذ ، جه وجود آب بىآن صفات صورت نبندذ ، و اكر در فرض كسى خواهذ كه آب بىآن صفات تصوّر كنذ ، وجود آب مفقود مانذ ، و تصوّر آن محال بوذ . و بعضى صفات آنكه در بعضى آبها و درياها باشذ ، و در بعضى نباشذ ، بحسب اختلاف . و بعضى صفات آنكه در هيج دريائى و آبى ديكر ، [ 68 ] نبوذ ، امّا مخصوص باشذ بدرياء محيط . امّا صفاتى كه آن كفتيم كه : در تمامت آبها بالضّروره باشد ، با وجود بهم جهاراند : اول : وجود . دوم : بلّت . سوم : مايعيّت . جهارم : صفا . و اكر در مايعيّت و صفاء آن تغييرى باديذ آيذ ، آن از جيزى عارضى بود كه آن محيط شده باشذ ، و آن را متغيّر كردانيذه ، نه از ذاتى اصلى حقيقى آن ، و اين معنى و تقرير مناسب و موازى و موافق و مطابق آن تقرير است كه كرده‌ايم و كفته كه : از صفات بارى تعالى جهار جيز است كه بايد كه در تمامت ممكنات باشذ و آن . . . . . . . . . . . . . . « 1 » است . و ازين جهت است كه عناصر جهاراند ، و بىآن هر جهار كه بهم متّصل شوند ، اجسام سفلى متصوّر و موجود نكردذ . و همجنين از ممكنات علوى ، بىجهار جيز كه در ازاء جهار عناصر باشذ كه مؤتلف كردند ، وجود روحانيات در خارج وجود نبذيرذ . و اين معنى مذهب اين ضعيف است ، و باصلاح خوذ بادلّهء و براهين نقلى و عقلى
هامش
( 1 ) - در اصل خالى است .